ربّى بسنتين » اشاره به همان تفاوت ما بين آن جناب است با خداوند به دو صفت قدم و وجوب ؛ يعنى من كوچكترم از خداوند و پروردگار خود به دو سال هرچند كه به اين حديث در جايى برنخوردم ، لكن از آنجا كه عدم وجدان دلالت بر عدم وجود ندارد ، خصوصا از من ، و معناى آن هم به اينطور كه ذكر شد حق بود و مخفى نمانده بود و كسى مهتدى به آن نمىشد ، ذكر آن شد .
و احاديث ديگر كه فرمودند : « لا فرق بيننا و بين خالقنا » اشاره بههمين متصف بودن ايشان است به تمام صفات خداوندى ، و مساوى بودن قوس ايشان با قوس وجوبى . و در اخبار قدسيه وارد شده است كه خداوند وحى فرستاد به حضرت داود عليه السّلام كه « من انس بالمال فهو معزول و من انس بالعلم فهو مشغول و من انس بالعقبى فهو مقبول و من انس بالحق فهو موصول » ؛ يعنى كسى كه انس به مال گرفته است پس او ، از مالش جدا كرده مىشود ، و كسى كه انس به علم گرفته است پس آن به علم خود مشغول است ، و كسى كه انس به دار آخرت گرفته است ، پس آنكس مقبول خداوند است ، و كسى كه انس به حق و خدا مىگيرد پس آنكس موصول به حق است . و در احاديث قدسيه ذكر وصل و وصال و اتصال به طريق مثال و مناسبت احوال بسيار شده است ؛ از آن جمله ، اين حديث قدسى است كه مشهور است كه خدا فرموده است :
عندى شراب لأوليائى فإذا شربوا سكروا و إذا سكروا طربوا و إذا طربوا طلبوا و إذا طلبوا وجدوا و إذا وجدوا طابوا و إذا طابوا ذابوا و إذا ذابوا خلصوا و إذا خلصوا وصلوا و إذا وصلوا اتصلوا و إذا اتصلوا لا فرق بينى و بينهم ؛
يعنى در نزد من شرابى هست از براى دوستان خودم كه هرگاه بياشامند او را ، مست مىشوند ، و هرگاه مست شدند ، به طرب و شوق مىآيند و هرگاه به شوق آمدند ، طالب مىشوند و هرگاه طالب شدند ، مىيابند و هرگاه يافتند ، پاك مىشوند و هرگاه پاك شدند ، مىگدازند و هرگاه گداختند ، خالص مىشوند و هرگاه خالص شدند ، مىرسند و هرگاه رسيدند ، پيوند و متصل مىشوند و هرگاه متصل شدند ، نيست فرقى در ميان من و ايشان . و از اين مقوله احاديث ، خصوصا در احاديث قدسيه ، بسيار است ، لكن ،
به مدرسه مدهيد از حديث وصل نشان * كه بر فقيه نمىچسبد اين سخن به سريش