و البطون و برزخيت كبرى و احديّة الجمع و محبت حقيقيه و حقيقت محمديه و قابليت اول و شجرهء زيتونه و مقام او ادنى و مقام ولايت و برزخ البرازخ و حروف و رحمت كليه و شجرهء كليه و نفس رحمانى و كاف مستديره و ازلية ثانية و اسم مستقر فى ظلّه و حركت بنفسها و فعل بنفسه و عالم فاجيبت و عالم امر و عالم صفات و حقيقت كاينات و مبدع موجودات و قطب الدايرات و النقطة السارية السايرة و امثال اينها ، از اسامى و اوصافى كه به جهات مختلفه بر آن اطلاق مىشود ؛ چونكه هرچيز كه كامل من جميع الوجوه شد اسامى و اوصاف او بسيار مىباشد و از هر وجه و هر نوع از كمال ، او را اسمى و تعبيرى مىباشد . « 1 »
با همه عكس خوش و نقش مخالف كه در اوست * يك فروغ رخ ساقى است كه در جام افتاد
تحفه : [ 14 ] ، [ اقبال و ادبار عقل ]
مروى است از جناب پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم كه فرمودند : « اوّل ما خلق اللّه نورى انا من اللّه و الكلّ منّى كنت و علىّ بين يدى الرّحمة قبل ان يخلق عرشه باربع عشر الف عام » « 2 » ؛ يعنى اول چيزى كه خلق فرمود خداوند ، نور من بود و من از خداوند صادر شدم و باقى موجودات از من صادر شده است ؛ يعنى خداوند مرا به قدرت خود ، خلق فرموده است من دون واسطة و جميع باقى موجودات را به وساطت من خلق فرموده است .
بعد فرمودند كه بودم من و على ، يك نور در پيش روى رحمت خداوند پيش از آنكه خلق فرمايد عرش خود را به چهارده هزار سال .
و ايضا مروى است از آن جناب كه فرمودند : « كنت و علىّ نورا بين يدى الرّحمن قبل ان يخلق عرشه باربع عشر الف عام ثمّ خلق اللّه الخلائق من نورنا فنحن صنايع اللّه و الخلق من بعد صنايع لنا » « 3 » ؛ يعنى بودم من و على يك نور پيش روى خداوند رحمان پيش از آنكه خلق بفرمايد عرش خود را به چهارده هزار سال . بعد از آن خلق فرمود خداوند ،
هامش
( 1 ) . إتحاف السّادة المتّقين ، ج 1 ، ص 453 .
( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 54 ، ص 170 ، ح 114 .
( 3 ) . مشارق الأنوار ، ص 39 .