و بدانكه قوسين كه در آيهء
فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى
« 1 » است در صورت ، اين دو قوس است و معناى آن اين است كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم در شب معراج ، عروج فرمودند تا جايى كه مرتبه و منزلهء او به حدّ قاب قوسين رسيد و قوس امكانى ، در فرض صورى و تمثّلى به قوس وجوبى متصل شد . و چونكه اين عقل به عينه همان روح محمدى صلّى اللّه عليه و إله و سلّم است ، چنانكه بعد از اين مذكور خواهد شد ، و روح محمدى صلّى اللّه عليه و إله و سلّم به عينه همان روح ائمهء اطهار است ؛ پس مرتبهء پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و ائمه ما عليهم السّلام در تحت مرتبهء الوهيت و ربوبيت است و روى ايشان برابر خداوند است و فرقى غير از قدم و حدوث و امكان و وجوب در ما بين ايشان با خداوند نيست ؛ چنانكه در احاديث متواترة المعنى است ؛ از آن جمله ، اين حديث است كه روايت نموده است او را علامه رحمه اللّه در كتاب جامع الاخبار كه فرمودند جناب امير عليه السّلام كه :
نحن اسرار اللّه المودّعة فى هياكل البشريّة يا سلمان ! نزّلونا عن الرّبوبيّة و ارفعوا عنّا حظوظ البشريّة فانّا عنها مبعدون و عمّا يجوز عليكم منزّهون ثمّ قولوا فينا ما استطعتم فانّ البحر لا ينزف و سرّ الغيب لا يعرف و كلمة اللّه لا توصف و من قال هناك لم و بم و ممّ فقد كفر « 2 » ؛
يعنى ما سرهاى خداونديم كه گذاشته شده است در هيكلها و شكلهاى بشريه ، اى سلمان ! پايين بدانيد مرتبهء ما را از مرتبهء ربوبيت و رفع نماييد از ما حظها و طورهاى بشريه را . پس به تحقيق كه ما از طورهاى بشرى دور كرده شدهايم و از آنچه بر شماها جايز است تنزيه كرده شدهايم . و بعد از آنكه ما را از مرتبهء ربوبيت پايينتر دانستيد ، بگوييد در حق ما و در وصف ما ، هرقدر كه بتوانيد . پس به درستى كه مثال مرتبهء ما به دريا مىماند و دريا آب او كشيده نمىشود و سرّ و غيب خدا شناخته نمىشود و كلمهء تامهء خداوند به وصف درنمىآيد . و هركس كه در اين مرتبهء ما شك بنمايد و بگويد كه براى چه و به چه سبب و از كجا چنين شده است ، پس به تحقيق كه كافر شده است .
و حديثى كه مشهور است از جناب امير المؤمنين عليه السّلام كه فرموده است : « انا اصغر من
هامش
( 1 ) . نجم : 9 .
( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 25 ، ص 174 ، ح 38 و مشارق الأنوار ، ص 69 ، 70 و 117 .