تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
تمام موجودات ، به تبعيت و طفيل خاتم النّبيين و ائمهء طاهرين عليهم السّلام شده است و ايشان رأس و رئيس آن محال و اشرف و اقدم آن مجالىاند و اولا بايد كه شجرهء عقل در ايشان تصرف كند و نور ببخشد و بعد به سايرين سرايت بنمايد و اين شجرهء عقل بعينها ، همان روح محمدى صلّى اللّه عليه و إله و سلّم است چنان‌كه بعد از اين مذكور خواهد شد ، پس اطلاق نمودن شجره يا مشكوة يا مصباح يا زجاجه بر ايشان اولى است و اليق و انسب و احق آمده است . و اين سبب و سرّ اختلاف يافتن احاديث است در تفسير و تأويل اين آيه . پس در جايى تفسير نور ، كه همان شجره است به جناب پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم . « 1 » و در جايى تفسير به حضرت ابراهيم عليه السّلام « 1 » شده است . و بنابراين ، پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم مصباح مىشود كه از حضرت ابراهيم عليه السّلام برافروخته و زائيده شده است . و در جاى ديگر تفسير مشكوة به دل پيغمبر شده است . « 1 » و در جائى ديگر به جناب فاطمه عليها السّلام شده است و در جاى ديگر تطبيق اين آيه به تمام دوازده امام شده است . و به همين‌طور و به همين نحو از اختلاف ، جايز و صادق است اطلاق نمودن مشكوة و زجاجه و مصباح و شجره ، بر انبيا و پيغمبران سلف « 4 » ؛ چون‌كه محقق و معلوم است كه اين تمثيل كه خداوند بيان فرموده است ، از براى كيفيت ظهور يا اظهار فرمودن او است موجودات را و هيچ اختصاصى به عصر خاتم النبيّين و صاحبان عصر آن جناب ندارد . پس در هر عصرى ، مصاديقى از براى مشكوة و زجاجه و مصباح و شجره ، در صورتى كه تأويل آن‌ها به محال و مجالى و مقاصد اصليه بشود ، مىباشد . خلاصه آن است كه اين احاديث با وجود اين نوع اختلافات ، منافاتى با مضمون آيه به طورى كه ذكر شد ؛ ندارد به آن تحقيقى كه ذكر شد و لكن دانسته شد كه طريقهء كلام خداوند و كلام حضرات ائمه عليهم السّلام طريقهء موعظه و حكمت است و صاحب قلب و فؤاد ، اهل فهم آن است نه غير آن .
كجاست قابل قول خوشش دل همه‌كس * گلى است آن‌كه نمىرويد از گل همه‌كس
و تمام اين احاديث مختلفة التّفاسير در كتاب كافى مسطور است « 5 » و چون‌كه
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 7 ، ص 251 - 252 . ( 4 ) . نور الثقلين ، ج 3 ، ص 602 - 607 ، ح 170 - 180 . ( 5 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 596 - 634 .