تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
كسى كه القا نمايد سمع را يا گوش بدهد در حالتى كه دل او حاضر و متوجه گوينده باشد . و اول اشاره به صاحب فؤاد و اهل حكمت است و دوم اشاره به صاحب قلب و اهل موعظه است . و اول از اين دو طايفه ، اهل فهم نمودن قرآن و اطلاع يافتن بر اسرار اويند . و دوم اهل هدايت و مهتدى شدن بر تأويل اويند . و اما اهل تعلم و مجادله ، پس بهره و نصيب ايشان از قرآن ، تفسير او است كه عبارت است از دانستن معانى لغويه و قواعد عربيه و اقوال سلفيهء او را . و مخفى نماناد كه احاديث ، در بطون داشتن قرآن بسيار است ؛ از آن جمله ، اين حديث است كه « انّ للقرآن ظهرا و لظهره بطنا و لبطنه حدّا و لحدّه مطلعا » « 1 » ؛ يعنى به درستى كه از براى معانى قرآن ظاهرى است و از براى ظاهر او ، باطنى است و از براى باطن او حدى است و از براى حد او مطلعى است . و چنان‌كه گفته شد ظاهر او ، كه تفسير او است ، نصيب اهل تعلم و مجادله است و باطن او تا حد او ، كه تأويل او است ، نصيب اهل هدايت و موعظه است و مطلع او ، كه اسرار و اغوار او است نصيب اهل فهم و حكمت است . و فرمودهء
وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ
« 2 » و اخبار به آن‌كه نيست تر و خشكى مگر آن‌كه حكم او و حقيقت او در كتاب مبين ، كه قرآن است ، ثابت و موجود است . پس صدق و حجت اين اخبار از طريق تأويل و اسرار است . خلاصهء آيه‌اى كه از كتاب اللّه دلالت دارد بر وحدت و يكى بودن عقل و صادر اول ، فرمودهء خدا است كه
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ
« 3 » ؛ يعنى خداوند تبارك و تعالى نور و سبب ظهور و ايجادكنندهء آسمان‌ها و زمين‌هاست . بعد از آن ، براى اين مطلب مثالى بيان فرموده است ؛ چون‌كه طريقهء موعظه و حكمت و بيان نمودن حقايق است در ضمن آثار ، و به غير از آن ، بيانى نيست . و نماياندن آثار عالم
هامش
( 1 ) . اين حديث در إتحاف السّادة المتّقين ، ج 4 ، ص 527 ، ح 4 با اختلاف زيادى نقل شده است . قسمت دوم حديث نيز در منبع روايى ديگر ديده نشده است . ( 2 ) . أنعام : 59 ( 3 ) . نور : 35 .