بعد از او امام مردم است . پس گفت كه زيادتر بفرما . پس فرمودند كه :
« هيهات لو اخبرتك بكنه ذلك لقمت و أنت تظنّ بىالظنون و كيف يرى الأسرار عيون الأشرار » « 1 » ؛ يعنى فرمودند دور است آنچه مىخواهى ، و اگر خبر بدهم تو را به حقيقت آن ، هرآينه برمىخيزى از پيش من در حالتى كه گمانها و مظنّهاى بد به من مىكنى .
بعد فرمودند كه چگونه مىبيند اسرار را چشمهاى اشرار .
و در اين باب احاديث بسيار است و حكم عقل و مشاهده ناطق و شاهد است . و تو توهم نكنى كه با وجود حكم عقل به مضمون اين احاديث به اينكه نبايد سخن را به نااهل گفت و خود را بر سر زبان عوام انداخت ، پس چرا جناب امير عليه السّلام ، سخنهاى دقيقه گفتند و همچنان حضرات ائمهء ديگر عليهم السّلام و همچنان علماى حقانيه و عرفاى روحانيه ، خود را مبتلاى السنهء ناس كردند ؛ به جهت آنكه جواب آن است كه ايشان آن كلامها را به اهل آن گفتند و نااهل بعد يا در همان مجلس شنيده يا دزديده و از غير رخصت و اجازهء ايشان در او نظر نمود . با آنكه آنچه محقق است آن است كه نبايد بسيار گفت نه اينكه هيچ نگويند . چگونه مىتوان و حال آنكه انسان كامل و عارف عاقل ، البته كلمات آن خالى از عقل و عرفان نمىباشد . زياده آنكه ، مقتضاى تربيت آن است كه خرده خرده ، از انواع فنون حكميه ، به گوش نااهل ايضا برسانند تا آنكه شيئا فشيئا تربيت بيابد و اهل حكمت و معرفت بشود .
گفتمش حرف به اغيار نمىبايد گفت * زير لب گفت كه بسيار نمىبايد گفت
و بدانكه سلوك با صاحب مرتبهء مجادلهاى كه شروط مجادله به طريق احسن را به طورى كه گفته شد ؛ ندارد ، بايد كه به طريق اعراض و سكوت باشد . چنانكه خداوند فرموده است كه
وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ
« 2 » يعنى اعراض بفرما اى پيغمبر ! از جاهلين امت و با آنها به هيچوجه سخن مگو . و فرموده است كه
فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا
« 3 » ؛ يعنى اعراض فرما از كسى كه اعراض كرده است از ذكر ما و
هامش
( 1 ) . مشارق الأنوار ، ص 17 .
( 2 ) . أعراف : 199 .
( 3 ) . نجم : 29 .