به سوى آسمان ، بلند كنيم ، پس طلب كنيم از خدا لعنت و غضب را از براى هريك از ما و شما كه دروغگو باشيم .
و بدانكه اهل تعلم و مجادلهء حسنه از كلمات قرآن و احاديث ، بهرهء تفسير دارند و اهل هدايت و موعظه ، بهرهء تأويل دارند و اهل حكمت و نور ، بهرهء فهم و مطلع شدن بر مطلب و غور نمودن در اسرار آنها [ را ] دارند . و مخفى نماناد كه كلام و گفتوگوى ما در اثبات وحدت و يكى بودن صادر اول بود و از آنجا كه طريقهء دعوت و هدايت و استدلال و كلام بر سه قسم بود و خواستيم كه در اثبات مطلب به هرسه قسم اشاره شود پس كلام به اينجا رسيد و به طول انجاميد . و الحال رجوع به مقصد مىنماييم ان شاء الله تعالى .
سخن دانى كه از هرسوى بينى كلك گفتارش * بدان شاخ گلى ماند كه باشد غنچه بسيارش
تحفه : [ 9 ] ، [ وحدت عقل از منظر حكمت و موعظه ]
بدانكه دليلى كه سابقا در اثبات وحدت و يكى بودن عقل ، كه صادر اول است ، ذكر شد آن دليل به طريق مجادله بود و اما دليل بر آن به طريق موعظه يا حكمت ، پس كلام خداوند است يا كلام كسى كه شبيه به او باشد كه در آن ، اخبار از حقايق و آثار بشود ، نه اينكه محض نتيجه گرفتن از مقدمات باشد ، چنانكه در طريقهء مجادله است . و كلام خداوند بالتّمام طريقهء موعظه و حكمت را دارد و بر وفق مرتبه و حال مخاطب خود ، كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم است نازل فرموده است . و مرتبهء آن حضرت ، مرتبهء موعظه و حكمت است و صاحب فؤاد و قلب است ؛ چنانكه مرتبهء ولايت ، مرتبهء حكمت فقط است . و تكلم نمودن هردو ، به طريق مجادله ، احيانا و موافقة لمن دون بوده است . و از اين سبب است كه حصر فرموده است خداوند انتفاع بردن و متذكر شدن به قرآن را براى صاحبان فؤاد و قلب كه اهل حكمت و موعظهاند ، فرموده است :
إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ
« 1 » ؛ يعنى به درستى كه در اين قرآن هرآينه يادآورى و بيدارنمايى و آگاهفرمايى است از براى كسى كه بوده باشد مر او را دلى يا
هامش
( 1 ) . ق : 37 .