در اين زمان مكالمه و مجادله با احدى نبايد نمود ، خصوصا در مجالس كبرا و سلاطين كه محل و محك بروز اغراض و تفاخرات و خودفروشى و خودنمايى است و به غير از قسم حرام از مجادله ، ديگر قسيمى تصور نمىتوان نمود . و از اين سبب است كه حضرات ائمه عليهم السّلام در اغلب اوقات صحابهء متكلمين خود را منع مىفرمودند از مجادله نمودن با غير .
هزار نكته باريكتر ز مو اينجاست * نه هركه سر بتراشد قلندرى داند
و در اين باب احاديث بسيار وارد شده است و اكتفا به ذكر اين يك حديث مىشود كه جامعتر و مفيدتر از تمام است و او را شيخ بهاء الدّين رحمه اللّه در اربعين و غير او از اصحاب ، در غير آن ، روايت نمودهاند و در ضمن اين تحفه ذكر مىشود .
تحفه : [ 7 ] ، [ تقسيم مردم به اعتبار علمشان در گفتوگوى حضرت امير عليه السّلام با كميل ]
روايت نمودهاند از كميل بن زياد النخعى ، كه از اعاظم خواص جناب امير المؤمنين عليه السّلام و اصحاب سرّ آن حضرت بود و حجاج او را كشت و حضرت او را اخبار به اينكه قاتل او حجاج است فرموده بود ، كه گفته است كه بودم در خدمت آقاى خود ، جناب امير المؤمنين عليه السّلام در مسجد كوفه و نماز عشا را باهم گذارده بوديم . پس آن حضرت دست مرا گرفتند تا وقتى كه از مسجد بيرون شديم و راه رفتند آن جناب تا وقتى كه به پشت كوفه رسيدند و به هيچوجه با من مكالمه نفرمودند . پس چونكه داخل صحرا شدند نفس بلندى و آه دردناكى از جگر كشيدند ، بعد از آن فرمودند :
يا كميل ! انّ هذه القلوب اوعية فخيرها اوعاها احفظ عنّي ما اقول لك ، النّاس ثلاثة : عالم ربّاني و متعلّم على سبيل النّجاة و همج رعاع أتباع كلّ ناعق يميلون مع كلّ ريح و لم يستضيئوا بنور العلم و لم يلجأوا إلى ركن وثيق . يا كميل ! العلم خير من المال ؛ العلم يحرسك و أنت تحرس المال و المال تنقصه النفقة و العلم يزكوا على الإنفاق . يا كميل ! العلم دين يدان اللّه به يكسب الإنسان الطّاعة في حياته و جميل الأحدوثة بعد وفاته . يا كميل ! مات خزّان الأموال و العلماء باقون ما بقي الدّهر ، أعيانهم مفقودة و أمثالهم في القلوب موجودة . آه آه إنّ هاهنا ( و أشار عليه السلام بيده إلى صدره ) لعلما جمّا لو اصبت له حملة بلى اصيب له لقنا غير مأمون يستعمل الة الدّين في الدّنيا و يستظهر من