آتش نشدهاند و او را از دور ، به آثار ، از گرمى و شعله زدن و هيئت او ، مىبينند .
و بدان كه غالبا در اخبار و آيات ، تعبير از اين نوع معرفت ، به لفظ « هدايت » شده است . و آلت تحصيل آن قلب است كه مستنير شده است از نور فؤاد و سرّ القلب ايضا كه آلت تحصيل حكمت است ؛ چنانكه سابقا ذكر شد . و متعلق اين قسم از معرفت ، تزكيهء نفوس و تهذيب اخلاق و تربيت يافتن بندگان و تكميل ايشان و علم طريقت است ؛ چنانكه متعلق حكمت ، عقايد و معارف معقوله و علم حقيقت است ؛ چنانكه ذكر شد ايضا . و از اينجا است كه تعريف نمودهاند او را به اينكه ، موعظه كلامى است كه مشتمل باشد بر ترغيب و تهديد .
و بدانكه موعظه ، بايد كه بر وفق مصلحت احوال شخص باشد ؛ يعنى اگر تساهل در امور خيرات و آخرت دارد ؛ بايد اخبار به آثار ترغيبه بشود و اگر حرص و شوق به امور شرور و محرمات و مكروهات دنيا دارد ؛ اخبار به آثار تهديد بشود و از افراط و تفريط ايضا دور باشد ؛ يعنى ترغيب ، آنقدر باشد كه او را از حد تساهل در امور اخرويه ، دور كند ، نه اينكه او را به افراط تعب و هلاكت اندازد . و تهديد آنقدر باشد كه او را ، از حد حرص و رغبت امور دنيويه دور كند ، نه اينكه او را به تفريط تعطيل و بيكارى اندازد ؛ چنانكه سرمشق ، مضمون حديث مشهور نبوى است در تمام امور كه « خير الامور اوسطها » « 1 » ؛ يعنى بهترين تمام امور حد وسط آن امور است نه حد افراط و نه حد تفريط است . و چنانكه در اين حديث مشهور علوى است ايضا كه ؛ « ألا اخبركم بالفقيه حقّ الفقيه ، من لم يقنّط النّاس من رحمة اللّه و لم يؤمنهم من عذاب اللّه و لم يرخّص لهم في معاصى اللّه » « 2 » ؛ يعنى جناب امير عليه السّلام مىفرمايد كه آيا نمىخواهيد كه شما را خبر بدهم و دلالت بنمايم به شخصى فقيه ، پس فرمودند : كه حق و خوبتر فقها و علما ، كسى است كه مأيوس و نااميد نسازد مردمان را از رحمت خداوند و ايمن و خواطر جمع هم نسازد ايشان را از عذاب خداوند و رخصت هم ندهد ايشان را در معصيت نمودن خداوند .
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 48 ، ص 103 ، ح 7 .
( 2 ) . معاني الأخبار ، ص 226 ، ح 1 و بحار الأنوار ، ج 2 ، ص 48 - 49 ، ح 9 .