نموده است هرچند كه در ظاهر صلف و بىحيا شده است .
دامن دوست ز دست آر و ز دشمن بگسل * مرد يزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان « 1 »
خصلت هفتم ، رفعت است . هرچند كه وضيع باشد ، يعنى آنكه صاحب علم در واقع و نفس الامر در نزد خداوند رفيع القدر و صاحب مرتبه مىباشد ، هرچند كه در ظاهر و در نزد مردمان و اهل دنيا حقير و بىقدر باشد ؛ چونكه به مقتضاى علم و بصيرت خود آنچه را كه باقى و اخروى است و اصل قدر و حقيقت مرتبه است كه عبارت است از محمود و تقرّب بودن در نزد خداوند و رسول و ائمّه و ساير اهل اللّه طالب شده است و تحصيل نموده است و از اين سبب در نزد مردمان و ظاهرپرستان ، حقير و بىقدر شده است و اما قدرها و مرتبههاى فانيّهء دنيويّه كه عبارت است از محمود بودن در نزد مردمان و عوام النّاس بلكه خواصّ النّاس ايضا بدون آنكه محمود در نزد خداوند باشد ، پس در حقيقت بىقدرى و بىرتبگى است و خود را ريشخند نمودن و به چيز فانى و بىاصل و مشغول و خوشحال ساختن است ؛ چونكه معلوم است كه اگر اين كس در نزد خداوند محمود و در زمرهء انبياء و اولياء و از اهل جنت باشد ، پس مذموم بودن او در نزد مردمان ضررى به او ندارد و اگر در نزد خداوند مذموم و در زمرهء اشقياء و از اهل جهنّم باشد ، پس محمود بودن او در نزد مردمان نفعى به او ندارد ؛ چنانكه در حديث نبوى صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و فرمودهء پيغمبر است ايضا كه « لا زين الّا فى مدح اللّه و لا شين الا فى ذمّه » « 2 » يعنى نيست خوبى ، مگر در مدح نمودن اينكس خدا را و خدا اين كس را و نيست بدى مگر در مذمّت نمودن اين كس خدا را و خدا اينكس را و ايضا فرموده است كه « ربّ أشعث أغبر ذي طمرين لا يؤبه له لو اقسم على اللّه لا برّه » يعنى چه بسيار ژوليده موئى غبار آلودى كه صاحب دو پارچه كهنه از لباس است و در ميان مردمان اعتنائى به شأن او نمىباشد و اگر قسم بدهد خدا را هر آينه به جا مىآورد قسم او را .
اين طايفهاند حقپرستان * باقى همه خويشتنپرستان
هامش
( 1 ) . ديوان حافظ ، ص 401 .
( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 69 ، ص 36 ، ح 29 و ج 74 ، ص 91 .