تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
عالم در واقع هميشه نصيح و خيرخواه و دعاگو و استغفاركننده از براى تمام بندگان خداوند هست و در نفس الامر واسطهء تمام امور ايشان و قريب به ايشان است هرچند كه در ظاهر از ايشان دور و معتزل و مهجور باشد ، مثل قريب بودن جناب صاحب الامر عليه السّلام به ايشان ، هرچند كه در ظاهر دور و مهجور است و مثل قريب بودن خداوند به بندگان هرچند كه در ظاهر بعيد است ، بلكه در حقيقت همان قرب اوست كه موجب بعد او شده است چنان‌كه سابقا در تحقيق معنى قطب دانسته شد .
حرف از صفاى سينه بگو پيش زاهدان * آيينه پيش طلعت اين رنگين مدار
خصلت ششم ، حياء است . هرچند كه صلف باشد ، يعنى آن‌كه صاحب علم در واقع و نفس الامر حيادار و مجتنب از قبيح است ، هرچند كه در ظاهر درشت و سخت چشم و بىحيا باشد ؛ چون‌كه به مقتضاى علم و بصيرتش حيا و اجتناب از آن‌چه در واقع و در نزد خدا و رسول و در حكم عقل قبيح است ؛ مىنمايد ، نه از آن‌چه در نظر مردمان و ابناء دنيا قبيح است . از آن‌جا كه متّصف به صفت خداوند است و خدا حيادار است و لكن فرموده است كه
وَ اللَّهُ لا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ
« 1 » ، پس در تحصيل و تحقيق نمودن مسائل و اجرا داشتن آن‌ها و عمل نمودن به آن‌ها ، او را حيا نمىباشد بلكه بىحيايى ، عين حيا داشتن اوست ، هرچند كه كثرت سؤال در حال تحصيل و بروز دادن و تنطقّ نمودن او به بعضى از امور در حال تحقيق و درشتى و بىحيائى نمودن او در حال اجراء داشتن و عمل نمودن به مقتضاى علم در ظاهر و در نظر جاهلين و مشغولين به تعارفات دنياويّه و نفسانيّه و امرهاى باطل ، قبيح و خلاف حيا باشد و از اينجاست كه در حديث رسيده است كه « من رقّ وجهه رقّ علمه » « 2 » يعنى كسى كه رقيق و نازك‌رو و حيادار باشد ، رقيق و نازك و ضعيف مىباشد علم او ؛ چون‌كه به سبب حياء ظاهرى نمىتواند كه علم خود را در حال سؤال يا حال تحقيق يا حال اجراء داشتن و عمل نمودن ، قوى و شديد و سخت بنمايد و رسيده است كه « الحياء حياء ان : حياء عقل
هامش
( 1 ) . أحزاب : 53 . ( 2 ) . اصول كافي ، ج 2 ، ص 106 ، ح 3 .
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 484 | جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى / عبد الوهاب فراتي