و در حديث ديگر فرمودند « 1 » كه سه قسماند : ناس و اشباه ناس و نسناس ، و ماناسيم و شيعيان ما اشباه ناس و ما فى مردم نسناسند .
و از اينجاست ايضا كه امام زين العابدين عليه السّلام فرمودند حديثى را كه مضمونش اين است كه اگر مردمان بدانند قرب و فضيلتى را كه در طلب نمودن علم مىباشد ، هرآينه طلب مىنمايند علم را و هرچند به واسطهء ريختن خونها و به وسيلهء فرو رفتن در درياها باشد و بعد از آن فرمودند كه وحى فرستاد خداوند به سوى دانيال عليه السّلام اينكه مبغوضترين بندگان من ، به سوى من مرد جاهلى است كه استخفاف بنمايد به حق اهل علم و ترككننده باشد مر اقتدا نمودن به ايشان و محبوبترين بندگان من به سوى من ، بندهاى است كه متّقى و پرهيزگار است طالب از براى ثواب جزيل باشد و ملازم باشد مر علما را و قابل باشد از حكماء .
و جناب امام جعفر صادق عليه السّلام فرمودند « 2 » به ابى حمزهء ثمالى كه يا عالم باش و يا متعلّم و يا دوست بدار اهل علم را و مباش چهارمى كه هلاك مىشوى به سبب بغض با ايشان ، پس معلوم شد كه نفس علم وسيلهء قرب بلكه عين قرب خداوند است ، پس شخص عالم در واقع و نفس الامر قريب به خداوند است هرچند كه در ظاهر متوسّل به وسايل قرب ، مثل شخص عابد نشده باشد ؛ چنانكه در حديث سابق « 3 » كه مشتمل بر فضل عالم بر هفتاد هزار عابد بوده دانسته شد بلى ،
تسبيح و خرقهء لذّت مستى نبخشدت * همّت در اين عمل طلب از مى فروش كن
و ايضا شخصى كه عالم باشد به علمى كه كيفيّت آن قبل از اين دانسته شد ، محال است كه قلب آن غفلت از خداوند بنمايد بلكه هميشه ذاكر او و به ياد اوست ؛ چنانكه جناب امير عليه السّلام اخبار از اين محاليّت نمودهاند كه « لا يكون السّفه و العزّه فى قلب العالم » ، يعنى آنكه سفه و غفلت در دل عالم نمىباشد ، پس جملهء اعمال ، عبادت است هرچند كه در صورت و بالنّسبه به اشخاص ديگر همان اعمال آن بيكارى و بطالت باشد ؛
هامش
( 1 ) . همان ، ج 24 ، ص 94 و 95 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 185 ، ح 109 .
( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 18 ، ح 45 .