سقم و مرض ، موجب نكردن معاصى و اعراض نمودن و فارغ شدن دل از ماسواى خداوند مىگردد و به اين سبب ترقّى و عروج روحانى مىنمايد و قدمگذار به عالم ملكوت اعلى مىشود و بههمين سبب مستعدّ اشراق عقل و قابل مر فيضان نور علم كه معنى صحّت و سلامت و كمال انسان است مىگردد و از اينجاست كه در احاديث رسيده است كه خداوند برگزيده است انبياء و اولياء و اولاد انبياء را به سه خصلت يا سقم طويلى در بدن ايشان و يا فقر و ضيقى در معيشت ايشان و يا خوف و تشويشى از جانب سلطانى يا غير آن در دل ايشان « 1 » و ايضا رسيده است كه عظمت اجر با عظيم بودن بلا است و خداوند دوست نداشته است قومى را مگر اينكه مبتلا فرموده است ايشان را به بلا « 2 » و حديث « اشدّ النّاس بلاء الانبياء ثم الاوصياء ثم الاماثل فالاماثل » « 3 » مشهور است و قصهء ابا درداء و حالت او ايضا غير مستور است .
و عبد اللّه بن ابى يعفور ، چونكه شكوه نمود در نزد امام جعفر صادق عليه السّلام از كثرت امراض و اوجاع و از عليل بودن دائمى خود ، پس آن حضرت فرمودند كه اى عبد اللّه ! اگر مىدانست بندهء مومن قدر اجرى را كه از براى او در مصايب و بلاها مىبود هرآينه تمنّا مىنمود آنكه پارچه پارچه بشود به مقراض و فرمودند كه هركس درست باشد ايمان او و نيكو باشد عمل او ، شديد مىباشد بلاى او و هركس كه سخيف باشد ايمان او و ضعيف باشد عمل او ، قليل مىباشد بلاء او و از اينجاست كه جناب امام زين العابدين عليه السّلام در صحيفهء « 4 » خود كه معروف است در دعائى كه در حال مرض انشاء فرمودهاند و خواندهاند ترديد فرمودهاند در ما بين نعمت عافيت و نعمت مرض و فرمودهاند كه خدايا نمىدانم كه كدام يك از حالت عافيت و حالت مرض ، احقّ و سزاوارتر مىباشد به شكر و بعد خصايص و فضايل حالت مرض را تعداد و بيان فرمودهاند و ايضا در احاديث قدسيّه « 5 » رسيده است كه خداوند فرموده است كه بندهاى
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 64 ، ص 239 ، ح 58 .
( 2 ) . اصول كافي ، ج 2 ، ص 252 ، ح 3 .
( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 253 ، ح 4 .
( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 255 ، ح 15 .
( 5 ) . الصحيفة السجّاديّة الكاملة ( و كان من دعائه عليه السّلام إذا مرض أو به كربّ أو بليّة ) .