تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
چنان‌چه در نخبة الاصول و كتاب اجابة المضطرين محقق نموديم . خلاصه ، قومى عجايب و عجايب قومى هستند و از بدترين جهله و شغله‌اند و به هيچ‌وجه من الوجوه ، اطلاع از آيات محكمات كتابيه و احاديث بيّنات نوابيه و اقوال علماى حقانيه ندارند ، يا آن‌كه با خداوند خود ، محاربه دارند و حسد بر كار خدا مىورزند ؛ چنان‌كه در حق ايشان فرموده است :
أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ
« 1 » ؛ يعنى آيا حسد مىبرند مردمان را به آن‌چه خداوند داده است به ايشان از جانب خود و از فضل خودش . طرفه گروهى و گروه طرفه هستند .
ناموس عشق و رونق عشاق برده‌اند * عيب جوان و سرزنش پير مىكنند جز قلب تيره هيچ نشد حاصل و هنوز * باطل در اين خيال كه اكسير مىكنند گويند رمز عشق مگوييد و مشنويد * مشكل حكايتى است كه تقرير مىكنند
و مرتبهء ديگر كه در حال محاورات و مكالمات جهل ايشان به سرحد ظهور مىرسد و نسبت جهل و خريّت به ايشان داده مىشود ، پس خود را به علما و مجتهدين اجلّا ، ملحق دانسته و ايشان را بدنام نموده ، بعد از آن در صدد افترا برآمده كه طايفهء اهل كشف و نور ، علما را بد مىدانند و بد مىگويند و حال آن‌كه ايشان ، خود ، علما و رأس و رئيس اهل علمند . شنيدم كه در هرات بچه سنّىها ، اذيت به تجار شيعه مىكنند و اموال ايشان را به قهر و جبر مىگيرند و توقع دارند كه تجار متحمل ايشان بشوند . و مستمسك ايشان در اين توقع اين است كه مىگويند : ما طلبهء علوم دينيه مىباشيم و از جملهء علماى واجب الاكرام هستيم . اتفاقا يكى از تجار در وقت گفتن و ادعا نمودن يكى از آن‌ها ، اين مرتبه را پرسيد كه تو چه كتاب مىخوانى ؟ گفت : سورهء كلوز مىخوانم . مسكين بىمعنى هنوز مثل آن بچه سنّى ، مخرج حروف قاف و كاف و ذال و زاى را از هم فرق نكرده و يك سوره از قرآن نخوانده ، خود را از طلبهء علوم دينيه و از علما مىشمارد و تكفير كسى كه او را جاهل ، ناميده است مىكند . و مرتبهء ديگر مىگويند كه اين طايفه كشفيه ، صوفى مىباشند ؛ با آن‌كه هنوز معناى
هامش
( 1 ) . نساء : 54 .