را و ساير مردم را ، كه مثل ايشان احمقند ؛ از سبيل اللّه و راه خداوند ، دور داشتند و خدا و رسول و ائمه را خصم خود نمودند و بناى اظهار عداوت و دشمنى و محاربه با اهل اللّه و اولاد رسول گذاردند و علماى حقانى و مجتهدين روحانى را بدنام و گمنام نمودند و ينابيع و چشمههاى علوم دينيه و معارف اخرويه را ، پر از سنگ و كلوخ كردند و سر او را از جور و تعسّف بستند و سنگ تفرقه و تشتت در ميان علما انداختند و راه مطلق علم و تحصيل را پر از خار و خاشاك جهل و شبهه كردند و طايفهء طلبه را ، متحير و سرگردان گردانيدند و ابواب فيوضات و نفحات حضرت سبحانى را ، كه در حديث « انّ لربّكم فى ايام دهركم لنفحات الا فتعرّضوها » « 1 » تصريح و تحريص بر او شده است ؛ مسدود نمودند و درهاى شيطنت و ملعنت و تزوير و خودسازى و خودنمايى را گشودند و خود را مصداق اين آيه كه
زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مَكْرُهُمْ وَ صُدُّوا عَنِ السَّبِيلِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ * لَهُمْ عَذابٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَشَقُّ وَ ما لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ واقٍ
« 2 » گردانيدند . اللهم ارحمنا و عجّل فرج وليّنا و صاحبنا و مولانا آمين .
بود آيا كه در ميكدهها بگشايند * گره از كار فرو بستهء ما بگشايند
در ميخانه ببستند خدايا مپسند * كه در خانهء تزوير و ريا بگشايند
اگر از بهر دل زاهد خودبين بستند * دل قوى دار كه از بهر خدا بگشايند
در ميخانه ببستند خدايا مپسند * كه در خانهء تزوير و ريا بگشايند
اين حركات هم از جهت مشتهيات متاع و رياست دنيويه است كه مىكنند و چونكه دانستند و ديدند كه از اين حركات ، چيزى از مشتهيات به دست ايشان نيامد ؛ چونكه قسمت معيشت و رياست دنيويه ، از جانب خداوند است ؛ چنانكه فرموده است :
نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ
« 3 » ؛ يعنى ما قسمت كردهايم در ما بين بندگان ، اسباب زندگانى نمودن ايشان را در دنيا ، و بلند مرتبه گردانيدهايم بعضى را در بالاى بعضى ، به درجات و مراتب چند . و ذلت و عزت به دست مالك الملك است ؛ چنانكه آيهء
قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 68 ، ص 221 .
( 2 ) . رعد : 33 - 34 .
( 3 ) . زخرف : 32 .