تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
و معرفت بشوند از جانب خداوند . پس نيكوترين ايشان در اجابت نمودن مر رسولان ، نيكوترين ايشان است در معرفت و اعلم ايشان به امر خدا ، نيكوترين ايشان است در عقل و اكمل ايشان در عقل بلند مرتبه‌تر ايشان است در دنيا و در آخرت . اى هشام ! به درستى كه از براى خداوند دو حجّت و دو راهنما مىباشد يكى حجّت ظاهره و ديگرى حجت باطنه . امّا حجّت ظاهره ، پس انبياء و رسلند و اما حجّت باطنه ، پس عقولى است كه در مردمان است آرى . « 1 »
عقل و سلطان و قادر خوش خواست * آن‌كه گويند سايه حق است در مصالح مدبّر جان است * در ممالك دبير يزدان است چار طبعش مريد و او پير است * ده حواسش سپاه و او مير است هرچه در زير چرخ و نيك و بدند * خوشه‌چينان خرمن خردند نفس چون عقل را پناه كند * جرم و شكل سها چون ماه كند پادشاهى شود ز مايهء عقل * آفتابى شود ز سايهء عقل
و اما آن قدر از علم و نور عقل كه موجب آن قدر از ادراك كه مذكور شد ، نشود و صاحب آن در جهل و حيرت يا تقليد و تبعيّت مانده باشد ، پس اعتنائى به شأن آن و به صاحب آن نيست و صاحب او از اهل علم و هدايت ربّانيّه و بشارت الهيّه نمىباشد ؛ آن‌كس است اهل بشارت كه اشارت داند ؛ چنان‌كه خداوند تبارك و تعالى ايضا در بسيارى از آيات خبر داده است و فرموده است و از آن جمله اين آيه است كه
فَبَشِّرْ عِبادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ
« 2 » يعنى بشارت بده اى پيغمبر بندگان خاص مرا به بهشت و به قرب و رضاى من و به جميع خيرها و سعادتهاى دنيا و آخرت و ايشان آن‌چنان اشخاصى هستند كه چون‌كه استماع حقّ مىنمايند قولى و گفتگويى را در هرچيزى كه از امورات معقوله و غايبه از حواسّ باشد ، پس تابع مىشوند و اعتقاد مىنمايند احسن و نيكوتران را ، يعنى به سبب نور علمى كه از استراق عقل و از فيض خداوند در صدور و قلوب ايشان مىباشد و به واسطهء آن نور ، حق را از باطل مىشناسند و حسن را از قبيح تميز
هامش
( 1 ) . اصول كافي ، ج 1 ، ص 16 ، كتاب العقل و الجهل ، ح 12 . ( 2 ) . زمر : 17 و 18 .