تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
سلام اللّه و رحماته عليك يا مولينا و صاحبنا و امامنا از مردمان و ابناء زمان شكايت و گله بىنهايت دارم ؛ چون‌كه كسى نيست كه طالب ترقى نمودن و بالا رفتن باشد مگر كسى كه صبر ندارد و تحمّل نمىنمايد كه او را به طريق رفق و مدارا بالا ببرند و ترقّى بدهند و اصرار مىكند كه بارها را همه يك مرتبه بر دوش من بگذاريد و ادّعا مىنمايد كه مرا طاقت بيش از اين‌هاست هرچند كه سزاوار نيست كه ،
گله از زاهد بد خو نكنم رسم اين است * كه چو صبحى بدمد از پيش آيد شامى
خلاصه و خداوند ايضا به مضمون مذكور اشاره نموده و فرموده است كه
وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ
« 1 » يعنى كسى كه كسب نمايد صفت حسنه را ، زياد مىفرماييم ما از براى آن‌كس در آن صفت حسنه ، حسن و نيكوئى ديگرى و ما فوق آن را ؛ به درستى و به جهت آن‌كه خداوند آمرزنده و شكركننده است ، يعنى به عمل قليل و به صفت حسنه كه اين كس مداومت بر آن مىنمايد رضا مىشود و به واسطهء مداومت و توجّه نمودن آن بر همان يك صفت حسنه كه طريقهء اصليّه اكتساب نمودن اين‌كس است مر تمام فضايل و كمالات را ، ستر و دفع ساير قبايح و رذايل او را يوما فيوما و به‌طور ربوبيّت و طريق تدريج مىفرمايد ؛ چون‌كه از براى هريك از حركات قوليّه و فعليّه و فكريّه اين كس صورتهاى روحانيّه مىباشد ، پس اگر آن حركات علميّه باشد ، يعنى از روى علم و عقل باشد نه از روى غضب و شهوت و دواعى نفسانيّهء حيوانيّه و شيطانيّه ، هرآينه هريك از آن صور مادّه مىشود مر ملكى را كه نديم و معين اوست در دار دنيا و روزبه‌روز بر سبيل تدريج او را الهام مىنمايد و ترقّى مىفرمايد و در دار آخرت همان ملك نور و دليل و راه‌نماى اوست به سوى جنّت و آيهء
يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ بُشْراكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ
« 2 » اشاره به آن است و اگر آن حركات غضبيّه شهويّه و از دواعى نفس حيوانيّه و شيطانيّه باشد ، هرآينه هريك از آن صور مادّهء شيطانى مىگردد كه مغوى و مضلّ و مودى اوست در دنيا و روزبه‌روز او را تنزّل مىدهد و به اسفل السّافلين مىرساند و در دار عقبى حاجب و
هامش
( 1 ) . شورى : 23 . ( 2 ) . حديد : 12 .