درگاه تكلّم چو گشائى دو لب از هم * پيش تو مسيحا نتواند كه زند دم
و بعد از آن همين شخصى كه عارض و سايل بود همين كيفيّت سؤال و جواب و مكالمه نمودن با آن جناب را ، به خدمت امام جعفر صادق عليه السّلام عرض نمود ، پس آن حضرت فرمودند كه « انّه نبعة النّبوّة » يعنى به درستى كه آن يعنى امام موسى عليه السّلام يك شاخى است از شاخهاى شجرهء نبوّت و از آن جمله ايضا فرمودند كه « إنّ العبد يصبح مومنا و يمسى كافرا ، و يصبح كافرا و يمسى مؤمنا ، و قوم يعارون الإيمان ثمّ يسلبونه ، و يسمّى المعارين » « 1 » يعنى به درستى كه بندهء مىباشد كه در وقت صبح ، مؤمن مىباشد و در شام ، كافر مىشود و بندهء مىباشد كه در وقت صبح ، كافر مىباشد و در وقت شام ، مؤمن مىشود و قومى مىباشند كه عاريه داده مىشوند ايمان را و بعد از آن سلب نموده مىشود از ايشان و ناميده شدهاند به اسم معارين و تفسير آيهء
فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ
« 2 » ايضا به اين معنى و به اين مطلب شده است « 3 » . مضاعف به احاديثى كه سابقا در خصوص معارين ذكر شد و از آن جمله فرمودهء امام محمّد باقر عليه السّلام است در وقتى كه ابن قيس به آن حضرت گفت كه ما حكم نمىنمائيم به بيرون رفتن اهل دعوت و ملّت خود را از ايمان به سبب كردن ايشان معاصى را ، پس آن حضرت فرمودند كه « يابن قيس امّا رسول اللّه صلى اللّه عليه و إله فقد قال لا يزنى الزّانى و هو مؤمن و لا يسرق السّارق و هو مؤمن فاذهب انت اصحابك حيث شئت » « 4 » يعنى اى پسر قيس ! اما رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم پس فرموده است كه زنا نمىكند زانى و حال آنكه او مؤمن باشد و سرقت نمىنمايد سارق با آنكه او مؤمن باشد . پس برو تو با اصحاب خودت به هر مذهبى كه مىخواهى .
و در جواب كسى كه سؤال نمود كه آيا زنا مىكند مردى با آنكه مؤمن باشد ايضا فرمودند كه « لا اذا كان على بطنها سلب الايمان منه فاذا اقام ردّ عليه » « 5 » يعنى نه زنا نمىكند مردى با آنكه مؤمن باشد و در همان وقت كه بر بالاى شكم زانيه است و مشغول به زنا
هامش
( 1 ) . اصول كافي ، ج 2 ، ص 418 ، ح 2 .
( 2 ) . أنعام : 98 .
( 3 ) . بحار الأنوار ، ج 66 ، ص 222 ، ح 6 و 7 .
( 4 ) . اصول كافي ، ج 2 ، ص 285 ، ح 22 .
( 5 ) . همان ، ج 2 ، ص 281 ، ح 13 .