تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
دائميّه شده است ؛ از قبيل مجانين به مجنون و ديوانگى اطباقى و هميشگى و به جنون تحت الطّبيعت ايضا ، يعنى جنونى كه پايين‌تر از حدّ طبيعت عقليّه و شعوريّه باشد به نحوى كه حركات صاحب آن به محض اقتضا نمودن طبيعت و لا عن شعور و به غير ارادهء عقليّهء انسانيّه باشد و اما مجانين به جنون فوق الطّبيعه ، پس در عين ثبات علم و وصول به علم اليقين و حق اليقين مىباشند هرچند كه حركات ايشان بر وفق عادت و طبيعت غالبيّهء ابناء نوع خودشان نباشد . از آن‌جا كه محقّق شده است كه جنون فوق الطبيعة جنونى است كه از شدّت اشراق عقل با ضيق حوصله و كم‌ظرفى صاحب آن حاصل مىشود و اين كس را از عالم عقل طبيعى و ابناء نوعى آن غافل مىسازد و مشغول به ما فوق آن‌كه آن را بيتابى و بىقرارى و عشق و هيم و هيام و تيم و جنون الهى گويند ، مىنمايد و در فقرات مناجات و ادعيّه الفاظى كه دالّ بر اين حالت است بسيار مذكور شده است و كاملين ، آن حالت را بسيار طالب بوده‌اند از آن جمله فقرات دعاى كميل است كه « و اجعل لسانى بذكرك لهجا و قلبى بحبّك متيما » « 1 » يعنى و بگردان زبان مرا به ذكر خودت گويا و دل مرا به دوستى خودت بيتاب و بيقرار و از اين حالت و اين عالم است كه در كلمات شعرا بسيار رسيده است كه عالم عقل مقاومت با آن ندارد چنان‌كه گفته‌اند كه ؛
عقل گويد مرو كه نتوانى * عشق گويد هر آن‌چه بادا باد
و گفته‌اند :
ما را به منبع عقل مترسان و مى بيار * كان شحنه در ولايت ما هيچ كاره نيست
و مراد ايشان از اين عقل ، عقل طبيعى جزئى شخصى است كه در غالب افراد و بنى نوع انسان است و عبارت است از يك نوع از اشراق و تدبير عقل كه مر اين بدن عنصرى راست به قدر طاقت مزاج و طبيعت غالبى اغلب مردمان ، و مراد از آن حالت كه آن را عشق و تيم گويند ، عقل كلّى است كه عبارت است از اشراق و تدبير نمودن عقل به تمامه و كماله با ضيق حوصله و كم‌ظرفى و عدم طاقت طبيعت و مزاج غالبى كه اگر با سعت حوصله و بىظرفى و طاقت طبيعت و مزاج باشد ، هرآينه منجر به
هامش
( 1 ) . مفاتيح الجنان ، دعاى كميل .