تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
و خداوند را به منزلهء آقايان و مولايان آن غلامان مذكور بداند ؛ چنان‌كه در كتاب خود تمثيل اين دو مرتبه و دو منزلهء الوهيّت و عبوديت را به مرتبه و منزلهء آقايان و زرخريدان نموده و فرموده است كه
ضَرَبَ لَكُمْ مَثَلًا مِنْ أَنْفُسِكُمْ
الى آخر آيه كه فرموده است
كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
« 1 » و دنيا را به دار سفر و عبور و مرور و فنا و زوال و محل تجارت و زراعت و مشغول شدن به اعمال و طاعات بشناسد ، زاهد در آن و باغض مر امتعه و تكثّرات آن و تارك مر لذّات و شهوات آن و راضى به قليل از آن و تارك فايت و نبودهء آن و بخشنده به موجود و بودهء آن و فراركننده و گريزان از رياست آن و عالم و بصير به آفات و مهلكات و خطرات آن و دار آخرت را به دار حضر و مقر و به عالم بقا و استقرار روز حصاد زراعت و ربح تجارت خود داند و آن‌چه دارد و مىدهد و مىكند در آن‌جا ذخيرهء خود پندارد و شيطان را به غلّ و غشّ و عداوت و غرور و ملعنت و تزوير و وسوسه بشناسد و او را هميشه عدوّ خود داند و با آن در محاربه و مجاهده و عداوت نمودن مشغول باشد و از آن غافل نشود . و بدان‌كه علوم و معارفى كه تعلّق به حقيقت مبدأ و معاد و نفس شيطان و حقايق اشياء و بالاجمال آن‌چه تعلّق به حقيقت و طريقت دارد ، از فضايل و كمالات نفسانيّه و ذاتيّه اين كس است ، و آن‌چه تعلّق به كيفيّت اعمال و حدود و شريعت دارد و از كمالات و فضايل خارجيّه نفس است لكن متّصل و چسبيده به نفس است ايضا به اين معنى كه در دار معاد و دار آخرت آن‌چه تعلّق به حقيقت و طريقت دارد ؛ موجب نور و بها و زينت و جلال و كمال ذات نفس اين كس مىشود ؛ از قبيل نور و بهاء ذات درّ و جوهر كه لازم ذات و حقيقت درّ و جوهر مىباشد و آن‌چه تعلّق به شريعت دارد ، موجب زينت و اسباب خارج از نفس كه چسبيده و متّصل به نفس است ايضا مىشود ؛ از قبيل طلا و نقره كه درر و جواهر را به آن زينت نمايند . پس مطلق علوم و معارف موجب كمال و جمال ذات نفس است به كمال ذاتى يا عارضى متّصل به آن‌چنان‌كه اعمال صالحات كه در اين دار خارج و منفصل از نفس است در دار معاد موجود و مصوّر به كمالات و جمالاتى مىگردد كه متعلّق به نفس است لكن خارج و منفصل از
هامش
( 1 ) . روم : 28 .
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 452 | جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى / عبد الوهاب فراتي