به اينطور كه وامىگذارد ايشان را كه در طغيان و ضلالت و سفاهت خود فروبروند و بيفتند چونكه هدايت و بصيرت باطن و نور عقل و علم و تعقل نمودن معقولات و مغيبات را قبول نكردند و اشخاصى هستند كه از اهل جهل محض و حسّ صرفند و خريدهاند ضلالت را به هدايت و ظاهر را به باطن و حس را به عقل و علم ، پس ربح نكرده است و نخواهد كرد تجارت و معاملهء ايشان كه مشغول به آن شدهاند در دار دنيا و نيستند كه بوده باشند از هدايتيابندگان و تعقّلكنندگان و تميزدهندگان ربح را از خسارت و ظاهر را از باطن و حسّ را از عقل و دنيا را از آخرت ؛ چونكه هدايت يافتن و تعقّل نمودن اين امر را ايضا از خواص عقل و از مغيبات است و به حواس ظاهره در نمىآيد و احساس آن نمىتوان نمود . اين است تفسير ظاهر اين آيات و به سبب مشتمل بودن آن بر فوايد بسيارى از خصايص عقل و جهل و آثار مؤمن و رفتار كافر و علامات منافق و حالات اهل علم و عقل و ابناء سفاهت و جهل با وجود طول و تفصيل ذكر آن شد .
و مخفى نماناد كه در اينكه فيض عقل و نور علمى از كفّار و منافقين منفى و مسلوب است و ايشان بهرهء از آن ندارند و مضاف به انعام و ملحق به حيوانات مىباشند ؛ احاديث مستفيضه ايضا وارد شده است و مضمون آنها اين است كه ارواح پنج است : روح حيات و حركت و روح تحمّل و قوّت و روح رغبت و شهوت و روح ايمان و معرفت و روح قدس و عصمت و مراد از اول ، روح طبيعى است و از دويّم و سيّم دو قوّهء فاعليّهء غضبيه و شهويّه است و از چهارم همين فيض عقلى و نور علمى است كه ما در اين تحفه در صدد بيان آن مىباشيم و از پنجم آخر مرتبهء روح ايمانى است كه در حديث كميل تعبير از آن به كليّه الهيّه ايضا شده است و آن عبارت است از روح و قوّتى كه فى الحقيقه عبارت است از اشراق نمودن عقل به تمامه و به كماله و آن روحى است كه از تمام حوادث و آفات مصون و محفوظ و از حالات خواب و غفلت و سهو و نسيان و لهو و لعب و باطل ، همگى مبرّا و دور است و صاحبان آن به واسطهء آن ، عالم و عارف به جميع موجودات امكانيّه از تحت العرش تا تحت الثّرى مىباشند و در انبياء و مرسلين و ائمهء طاهرين عليهم السّلام تمام پنج ارواح مىباشند و در مؤمنين و تبعه
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 449
مساهمون: جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
ص٤٤٩