بعد از آن بيان ساير حالات و علامات ايشان را نموده و فرموده است كه از جملهء حالات و علامات ايشان آن است كه هرگاه گفته بشود مر ايشان را كه افساد منمائيد در زمين خداوند و در زمين ابدان و جوارح خود به واسطهء اظهار نمودن شما نفاق را ، جواب مىگويند كه اين است و جز اين نيست كه ما به واسطهء اظهار نمودن نفاق ، اصلاحكنندگان مىباشيم . بعد از آن فرمودند كه آگاه باش اى پيغمبر كه به تحقيق كه ايشانند افسادكنندگان و بس و لكن به سببى كه الحال ذكر آن شد شاعر و خبردار از افساد خود نيستند و از جملهء حالات و علاماتشان ايضا آن است كه هرگاه گفته بشود مر ايشان را كه ايمان بياوريد و از ابناء عقل بشويد همچنانكه ايمان آوردند مردمان جليل قدرى كه از ابناء عقل و اهل ادراك مغيباتند ، جواب مىگويند كه آيا ايمان بياوريم ما همچنانكه ايمان آوردند سفها و نافهمان ؛ چونكه به سبب جهل و ظلمى كه دارند و غيب بين و حقايقدان نيستند ابناء عقل و اهل ادراك غيوب و حقايق را سفيه و جاهل مىدانند و خود را كه ادراك ايشان منحصر به عوالم محسوسات است دانا و عاقل مىپندارند .
بعد فرمودند ايضا كه آگاه باش اى پيغمبر كه ايشانند سفها و جهله و بس و سفاهت و جهالت منحصر در حقّ ايشان است لا غير ؛ چونكه بواطن و حقايق و غوايب از حواس ظاهره را كه بايد به عقل و به علم بيابند ؛ نيافتهاند و حال آنكه اين علامت دانا و عاقل بودن است نه غير آن و لكن عالم و دانا نمىشوند به اينكه علامت و آثار عقل و دانش چهچيز است ؛ چونكه دانستن اين ايضا از مغيبات است و بايد كه به واسطهء اشراق عقل و نور علم دانسته بشود نه غير آن ، و از جملهء حالات و علاماتشان ايضا آن است كه هرگاه كه ملاقات مىنمايند آنچنان اشخاصى را كه ايمان آوردهاند و از اهل عقلند مىگويند به ايشان كه ما هم ايمان آورديم و از اهل عقل مىباشيم و هرگاه كه خلوت بنمايند با شياطين و همنوع و همجنس خودشان ، مىگويند كه به تحقيق و به يقين كه ما با شما و از نوع و جنس شما مىباشيم و ما به گفتن آن سخن با مؤمنين ريشخندكنندگان و استهزاءكنندگان بوديم و در باطن قلوب و واقع نيّات خود را با ايشان نبوديم ، پس خداوند مىفرمايد كه خدا استهزاء و ريشخند مىفرمايد به ايشان
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 448
مساهمون: جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
ص٤٤٨