و چونكه معلوم است كه مشغول شدن به كردن نماز و روزه و ساير عبادات و به دادن خمس و زكات و ساير انفاقات و به خواندن قرآن و به اعتراف نمودن به آن و به ساير كتابهايى كه منزل من السموات است موجب نفع و فايده و لذّت و خاصيّتى كه عاجل و محسوس باشد ، نيست . پس معلوم است كه در نظر باطن ايشان كه چشم عقلى و نور علمى ايشان است منافع و فوايدى و لذّات و خصايصى آمده است كه اجل و غايت از حس است و به سبب آن اموال و نفوس خود را بذل مىكنند و در غايت شوق و رغبت تمام اقبال و اقدام بر اعمال مذكورات مىنمايند و آن منافع و فوايد غيبيّه كه در نظر باطن ايشان آمده است ، عبارت است از وجود و قرب خداوند و لذّت صحبت و مناجات او و وجود دار معاد و باقى بودن آن و ذخيره شدن اعمال و عبادات و انفاقات ايشان در آنجا و بازگشت نمودن آنها به طريق اتمّيّت و احكميّت به سوى ايشان و حقّ و صدق بودن و نور داشتن قرآن و آنچه نازل شده است بر پيغمبران و امثال اينها كه همگى از عالم غيب و مدرك به نور علم و ايمان و عقل محض است لاغير ، همچنانكه منافع دنيويهء نسيه و آينده كه در نظر عقل معيشتى و علم دنيوى ابناء دنيا و عاملان و تاجران متاع آن آمده است و اجل و غايت از نظر ظاهر حسّ ايشان است موجب و سبب مرتكب شدن ايشان اعمال شاقّه را شده است و سبب بذل كردن ايشان از براى نفس و مال خود را گرديده است و اين خصلت اعمّ از ان كه در امور غيبيّه دنيويّه يا اخرويّه باشد از خصايص بنى نوع انسان است و افراد انواع حيوانات بهره از آن ندارند ؛ چنانكه معلوم است و ديده مىشود كه انواع حيوانات در امر معيشت خود ، عاقبتانديشى و نگاه داشتن مثل كاه و جو از براى آمدن شب و گرسنه شدن آنها كه هردو از مقولهء غايبات است ، ندارند و احوال آينده و امور غايبهء از نظر حسّ خود را كه متعلّق به امر معيشت آنهاست نمىفهمند ، چه جاى آنكه امور متعلّقه به مبدأ و معاد را بيابند و بفهمند و اگر در بعضى از افراد نادره از انواع حيوان اتّفاق افتد كه از اين مقوله امور كه از مغيبات است بيابد و بفهمد ، هرآينه معلوم مىشود كه فى الجمله پرتوى و شعاعى از عالم عقل علمى به آن رسيده است و در باطن بهرهاى از انسانيّت دارد ، هرچند كه در ظاهر به صورت حيوان باشد چنانكه
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 445
مساهمون: جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
ص٤٤٥