الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ
* اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ *
أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ
« 1 » .
يعنى قسم به خدائى كه نيست خدائى جز او و حىّ و قيوم است كه اين كتاب و اين قران شكى و ريبى در آن نمىباشد و از جانب خداوند نزول يافته است و راهنما و هدايتكننده است مر پرهيزگاران را و تقواداران را ؛ چونكه ايشانند كه به سبب اشراق عقلى و نور علمى كه در سينهء ايشان است غوص در بحر معانى آن مىكنند و منتفع به ضياء و انوار آن مىگردند نه غير ايشان و از آنجا كه ضياء و نور قرآن در عالم غيب و باطن از براى نفوذ نمودن نور قلب كه ديده باطنى است به منزلهء آفتاب است در عالم حس و شهادت از براى نفوذ نمودن نور چشم كه ديدهء ظاهرى است ، پس همچنانكه نفوذ نمودن نور چشم ظاهر و احاطه نمودن آن به اعيان موجودات حسيّهء ، موقوف است بر بودن ضياء آفتاب و نور مهتاب و امثال آنها كه در ضياء و نور دادن بالنّسبه به نور چشم احاطه و كلّيت و تماميّيت دارند ؛ همچنانكه نفوذ نمودن و احاطه كردن نور چشم باطن به اعيان و حقايق موجودات عقليّهء غيبيه موقوف است بر بودن ضياء قرآن و نور احاديث و امثال آنها از كلمات كاملين و عارفين كه در نور ضياء ايضا بالنسبة به نور چشم باطنى ساير مردمان اجمعيّتى و اشمليّتى تمام دارند و بعد از آن توصيف و تعريف متّقين و پرهيزگارانى را كه منتفع به نور كتاب و متهدى به منار قرآن مىشوند ، نموده است و فرموده است كه ايشان آنچنان اشخاصى مىباشند كه ايمان مىآورند به غيب و مىشناسند چيزهائى را كه كه ديده نمىشود و غيرمحسوس است و آثار و علامات و دليل بر ايمان آوردن ايشان به غيب ، آن است كه برپا مىدارند نماز را و انفاق مىفرمايند از هرچيزى كه ما به ايشان رزق دادهايم و عطا فرمودهايم و ايضا آنچنان اشخاصى مىباشند كه ايمان مىآورند به قرآنى كه نازل كرده شده است به سوى تو اى پيغمبر و به هر كتابى كه نازل كرده شده است پيش از تو بر پيغمبران ديگر و ايشان به معاد و دار آخرت عارف مىباشند و اوضاع و احوال آن دار را يقين مىدارند .
هامش
( 1 ) . بقره : 1 - 16 .