شروع در كمال يافتن بالنّسبه به انواع و كلّيات مىنمايد .
پس قوّهء شهويّه بعد از آنكه بالنّسبه و تغذيه و تنميه شخص خود به كمال رسيد مشغول به تحصيل و استبقاء نمودن نوع كلّى خود كه انسان است مىگردد و در اين وقت شهوت نكاح و شوق تزويج و تناسل و عيالدارى در شخص و فرد او بههم مىرسد و قوّهء غضبيّه ايضا بعد از آنكه در حفظ شخص و فرد خود كامل شد مشغول به محافظت نمودن نوع و كلّى خود كه نوع انسان است ايضا مىگردد و در اين وقت شوق به كرامات و اصناف تفوّق و رياسات و محافظات در آن پيدا مىشود و قوّهء تمييزيّه ايضا چونكه در ادراك نمودن افراد و جزئيات ، كامل شد مشغول به تعقّل نمودن انوع و متوجّه به درك فرمودن كليّات مىگردد و در اين وقت اسم عاقل و وصف انسانيّت بالفعل بر شخص او واقع و صادق مىآيد و تكميلى كه از جانب تكوين خداوند و مفوّص به تدبير نمودن طبيعت بود به انجام مىرسد و من بعد نوبت به تكميلى كه از جانب كردار بنده و مفوض به تدبير نمودن صناعت و حركات تكليفيه و اراديّه اوست مىافتد ، پس اگر به تدبير صناعى و ارادى ، تكليفى تكميل فرمايد چنانكه به تدبير تكوينى و طبيعى ، تكميل گرفته است هرآينه انسانيّت و آدميتى كه به واسطهء تدبير طبيعت و تكوين خداوندى به اتمام رسيده بود ، به واسطهء تدبير صناعت و بهجا آوردن تكليف عبادى به جلوه حقيقيه و سعادت سرمديّه مىرسد و ناجى و فايز مىگردد .
و مقصود از رها نمودن عنان قلم و سخن در اين مقام و اين انجمن آن است كه دانسته شود كه طريقهء صناعت تهذيب اخلاق و كسب كردن فضايل و كمالات نفسانيّه و طبابت روحانيّه ، پيروى نمودن مضمون احاديث و كلام شارع است كه قول و بيان خداوندى است و اقتدا نمودن به طريق تربيت يافتن طبيعت است كه فعل و صنعت خداوندى است . پس بايد كه ابتدا به تعديل و تكميل قوّهء شهويّه نموده و بعد به تعديل و تكميل قوّهء غضبيّه مشغول شده و بعد ختم اين صناعت و طبابت را به تعديل و تكميل قوّهء تميزيّه و نظريّه نموده شود و الّا بدون تعديل و تكميل نمودن دو قوّهء شهويّه و غضبيّه مشغول شدن به تعديل و تكميل قوّهء نظريّه و تحصيل نمودن علوم و
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 437
مساهمون: جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
ص٤٣٧