تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
ايضا خلاف مقتضاى عقل و سيرت عقلا مىباشد . و ايضا اگر سبب وقوع آن منوط به عقل و كردار خود و اين كس است ، پس مرتكب شدن فعل و كردارى كه ممكن است موجب امرى بشود كه خوف و حذر از آن لازم است ايضا خلاف حكم عقل و رأى عاقلان مىباشد بلكه حكم عقل آن است كه فعل و كردارى كه موجب آن مىباشد بايد ترك كند و بر آن اقدام ننمايد يا آن‌كه آن امرى كه احتمالى و ممكن الوقوع است اگر واقع شود و به نفس برخورد ، پس محقّق و هويداست كه آخر الامر بايد كه نفس از اين قالب منتقل و مرتحل گردد و سبقت و لحوق آن در نزد عاقل تفاوت ندارد و اگر به مال و ساير امورى كه بنائى ندارد و هر روز به نحوى ديگر است ؛ برخورد ، پس بداند كه همچنين كه وجود آن‌ها بقاء و بنائى نداشته است و آفت حوادث به آن‌ها رسيده است همچنين فنا و زوال آن‌ها را بقا و بنائى نمىباشد و ثانيا خواهد آمد و تا نفس در اين دار باقى است ، اسباب معيشت آن از مال و منال و غير آن بالكليه قطع نمىشود بلكه در تغيّر و تبدّل است و هر روز به نحوى است و اين حالت از براى آن‌ها ايضا لازم و ضرورى الوقوع و رجوع به قسم اول مىكند . پس به اين نحو از تأمّلات و تفكّرات علاج خوف را كه سبب جبن و بد دلى و سستى طمع است بنمايد تا آن‌كه رفع رذيلهء جبن بشود و ايضا به مجالست نمودن حليمان و شجاعان و قوىدلان و به مجانبت نمودن از جبانان و ضعيف قلبان و به استماع نمودن ثواب و فضيلتهاى حلم و شجاعت و غيرت و حميّت و عقاب و مصيبتهاى بددلى و بىغيرتى و بىحميتى و به متشبه ساختن خود را به حليمان و شجاعان و به تهوّر و اقدام نمودن بر مخاوف و مهالك كه ضدّ جبن و بددلى است و از براى ازاله نمودن آن به منزلهء معالجهء سمّى است و امثال اين‌ها معالجه نمايد و عمدهء در اين باب تفويض و توكّل نمودن بر خداوند و حسن‌ظن به اوست ؛ چون‌كه منبع و مصدر تمام خوفها و اضطرارها سوءظنّ به خداوند داشتن و خود را صاحب قدرت و اختيار و مدخليّت پنداشتن است لاغير و بايد دانسته شود ايضا كه عمده در باب اكتساب نمودن فضايل و معالجه نمودن امراض و رذايل بعد از تعديل نمودن طبيعت و تصفيه فرمودن مزاج و دورى نمودن از مجالست ارازل و اجتناب فرمودن از
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 432 | جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى / عبد الوهاب فراتي