زبان از اعراض و دست از اجسام ايشان كوتاه دارد و هرچند كه ايشان به گناه ناكرده اعتراف آرند و تذلّل و خشوع زياد مىنمايند ، شايد كه اطفاء نايره و تسكين سورت شرارهء او را كنند حرارت او شديدتر مىشود و در حركات ناموزون و ايذاء ايشان مبالغه بيشتر مىنمايند ؛ چونكه خضوع و ذلّت ايشان مر او را به منزلهء ريختن هيمهء خشك است در نزد آتش غضب آن ، پس آن لا محاله موجب زيادتى اشتعال و لهيب آن مىگردد و اگر نعوذ باللّه كيفيّت رداءت با كميّت افراط و شدت غضب او مقارن گردد ، هرآينه از آن مراتب بگذرد و با بهايم زبان بسته و جمادات ، چون كاسه و كوزه همين رفتار را پيشه گيرد و به زدن و شكستن آنها مشغول گردد و تشفّى نفس را طلبد و بسيار باشد كه با ابر و باد و باران و دوات و قلم و ساير اسباب و آلات كه بر وفق مراد آن نباشد كجخلقى و شطط را استعمال كند و آنها را به دندان بگيرد و بشكند و فحش و دشنام به آنها دهد و بسا باشد كه از آن مرتبه ايضا بگذرد و بناى محاربه و گستاخى و كفر و زندقه با خالق و خداوند خود گذارد نعوذ باللّه من ذلك .
و غالبا آن است كه رذيله غضب از رذيلهء شره و افراط شهوت ناشى و منبعث مىگردد و از اينجاست كه در زنان و كودكان و پيران و بيماران كه در ايشان افراط شهوت مىباشد صدور اين حركات بيشتر است از غير ايشان . خلاصه ثمرهء اين حركات غير از منافرت اصدقاء و شماتت اعداء و ندامت و ملازمت و حزن و كابت و دورى از خلق و خدا و خيبت و قرب به حيوانات و اجنّه و شياطين و نار جهنّم ، ديگر ثمرهء ندارد و چون به كثرت تفكر و تأمل قوّهء غضبيّه خود را به حدّ وسط حلم و تابع قوّهء عاقله و نفس ناطقه و مطيع و منقاد حكم عقل نمايد از اين ثمرات ، سالم و معاف ماند و ثمراتى كه اضداد آنهاست ، بيند و چيند و هرچند كه دانسته شد كه علاج غضب در حالت ظهور و سورت آن نمىشود لكن وسيله جستن در اطفاء به وضو ساختن و دست و روى شستن و نشستن ، اگر ايستاده است و تكيه كردن و به پهلو خوابيدن ، اگر نشسته است و روى بر خاك نهادن و جسد را به جسد آن كسى كه به آن غضب كرده است رسانيدن خصوصا آنكه خويش و صاحب رحم او باشد ؛ چونكه موجب بههم رسيدن رحم و رقت مىشود و استعاذه و استعانت و التجا به خداوند و
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 429
مساهمون: جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
ص٤٢٩