هرزگى اين خصلت است و در اينكه وقار و هيبت و آبرو و عزّت انسان را زايل مىكند و موجب اينكه ديگران اين عمل را بالنّسبه به آن بنمايند ؛ مىشود و مورث خوارى و ذليلى و حقارتى مىگردد كه از غايت بدى و سختى آن تمام نفوس از آن گريزان و ابا و امتناع دارند .
و امّا غدر ، پس عبارت است از بىوفايى و پيمانشكنى و مكر و حيله كردن در مال و در جان و در عرض و در ايمان كسى و علاج و ازالهء به تأمّل نمودن در ازالت اين خصلت است و در آنكه صاحب آن از انسانيّت خارج و متشبّه به حيوانات موذيه ، مثل شغال و امثال آن گردد و داخل در سلسلهء شياطين مىشود و اين كس را بالاخره در ميان مردم خوار و ذليل و بىآبرو و بىاعتبار و بىوثوق مىسازد .
و امّا ضميم ، پس عبارت است از توقّع داشتن و اين كس متحمّل شدن غير از ظلم و اذيّت و ستمگرى و بيداد نمودن او را بر وجه انتقام ، و علاج آن به تأمّل نمودن در آن است كه دنيا ، دار مكافات است و آخر الامر خود مبتلاى ظالمى و اسير بدتر از خودى خواهد شد و در اينكه خداوند را به قهر و غضب درمىآورد ؛ چونكه بيدادى و ستمگرى بالنسبه به عبيد و بندگان او نموده است ، آنچنان بندگانى كه مهربانى خداوند بالنّسبه به ايشان هزار هزار مرتبه بيشتر است از مهربانى پدر و مادر به فرزند خود ؛ چنانكه مضمون احاديث است . از آن جمله فرمودهء رسول خداست صلّى اللّه عليه و إله و سلّم كه چون در بعضى از غزوات خود كه در اوقات شدت حرارت هوا اتّفاق افتاده بود و آن جناب را اخبار نمودند از حال و رفتار زنى كه بر پشت خود خوابيده بود و فرزند خود را بر شكم خود نشانيده و به اين وسيله او را از حرارت و گرمى زمين نگاه مىداشت و فرياد مىزد كه فرزندم فرزندم و مردمان بر حال او رقت نموده بودند و مىگريستند ، فرمودند كه آيا تعجّب مىنماييد از رحم نمودن اين زن مر پسر خودش را ، به درستى خداوند به مراتب رحيمتر است به شماها جميعا از اين زن به پسر خودش ، پس آخر الامر غيرت خداوند به حركت و درياى غضب او به جوش مىآيد و انتقام از جهت بندگان خود از او مىكشد و ظلم و بيدادى و ستمگرى او سرايت به جان و مال و عرض و ايمان او مىكند .
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 424
مساهمون: جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
ص٤٢٤