تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
است كه مطلقا در حيازت و تصرّف اين كس درنيامده است و كمالى است كه با آن‌كه در معرض فناء است از غير اوست و غفلت و غرورى بدتر از اين نمىباشد كه اين كس به كمال فانى غير خود ناز و مباهات نمايد و در آن‌كه حسب و مناقب و مكارم كه حقيقت دارد و از كمالات نفسانيّه و اخرويّه است ، پس از جانب خداوند است و بايد كه موجب شكر نمودن و تواضع كردن مر خداوند باشد نه مفاخرت و مباهات نمودن بر بندگان او و از اينجاست كه در حديث نبوى صلّى اللّه عليه و إله و سلّم رسيده است « 1 » كه آفت حسب افتخار و عجب است و در حقيقت و بالاخره بازگشت اين رذيله افتخار به عجب و تكبّر است ايضا و فرق آن است كه عجب و تكبّر نازيدن به صفاتى است كه هيچ و مطلقا در اين كس نيست و افتخار نازيدن به چيزى است كه يا در او و يا مرتبط به اوست . و اما مراء و لجاج ، پس هردو عبارتند از مجادله نمودن و اصرار كردن ، و حقيقت آن‌ها عبارت است از اصرار نمودن بر قولى يا فعلى كه مقصود از آن‌ها محض نقض و ابطال نمودن قول يا فعل ديگرى باشد ، اعمّ از آن‌كه قول و فعل ديگرى حقّ باشد يا باطل ، و علاج و ازالهء اين دو رذيله به تأمّل نمودن در خساست و رذالت و عظيم بودن مفسدهء آن‌هاست ؛ چون‌كه موجب رفع الفت و زوال محبّت و حادث شدن نفرت و بغض و عداوت فيما بين مىشود كه منافى قوام و نظام عالم و موجب غضاضت زندگانى و سختى معيشت اين كس است . و اما مزاح و آن عبارت است از ظرافت نمودن و اتيان كردن به هرچيزى كه مليح باشد خواه از مقولهء اقوال و خواه از مقولهء افعال باشد و خواه حق باشد يا باطل ، حسن باشد يا قبيح موجب ايذاء و رنجانيدن كسى بشود يا نشود و لكن باطل و مذموم از آن ، قسمى است كه مشتمل بر باطل يا قبيح يا موجب نفرت و اذيّت باشد و اين قسم كه از اسباب و موجبات غضب است و مقصود از احاديث بسيارى است كه در مذمّت آن وارد شده است از آن جمله فرموده جناب امير المؤمنين عليه السّلام است كه « اياكم و المزاح ،
هامش
( 1 ) . اصول كافي ، ج 2 ، ص 328 ، باب الفخر و الكبر ، ح 2 . قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم : « آفة الحسب الافتخار و العجب » .
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 421 | جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى / عبد الوهاب فراتي