تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
يا از بنى نوع انسانى ، يعنى جزئى كه در طبايع اكثرين موجب خشم گرفتن و سبب غضب نمودن نمىشود و افراط آن ، مثل شدّت غيظ و فرط انتقام به نحوى كه از حالت شعور و طور انسانيّت خارج گردد و شبيه به سباع و درّنده‌ها گردد و مورث حزن و انده و هلاكت خود گردد و تفريط آن ، مثل بىحمّيتى و خور و سستى طبع و بىغيرتى و بددلى و شبيه شدن به زنان و كودكان و اعتدال آن ، مثل غضب نمودن بر كسى كه خلاف عقل و شرع را مرتكب گردد لكن به نحوى كه از حالت شعور و طور انسانيّت ايضا بيرون نرود . و امّا رداءت قوّهء شهويّه كه منبع خصلت عفّت و حيا و امثال آن‌هاست ، پس مانند ميل نمودن به خوردن گل و چيزهاى بىقدر و بىفايده و مقاربت نمودن با زنان در حال حيض و در دبر ايشان مثلا و افراط آن مثل پرخورى و شكم پرستى و حريص و شايق بودن به انواع مآكل و مشارب و عشق‌بازى و شيفتگى به هر كسى كه فى الجمله محلّ عشق و شهوت باشد ، حتى با طايفهء ذكور و حيوانات و تفريط آن مثل فتور و سستى نمودن از تحصيل نمودن و خوردن قوت ضرورى و قدر واجبى و خمود شهوت و مقاربت ننمودن به قدر وجود نسل و بقاء ذرّيّه و اعتدال آن ، مثل ميل نمودن به مأكولات و مشروبات پسنديده و فايده‌دار و به قدر حاجت و كفايت و ميل نمودن به مقاربت و مجامعت زنانى كه حلال و جميله‌اند به قدر حاجت و كفايت ايضا و به قدر حاصل شدن مقصود شرعى و عقلى ، اين است بيان مثالهاى چهار حالت سه قوّهء عاقله و غضبيّه و شهويه و چهار حالت عدالت و رداءت و افراط و تفريط تمام خصلتهاى ديگر را به قياس به آن‌چه مذكور شد ، بايد دانسته شود انشاء اللّه تعالى . و ماحصل كلام آن است كه كيفيّت معالجه و قلع امراض نفسانيه بر وفق معالجهء امراض بدنيّه به اين نحو است كه اوّلا نظر نموده شود به حالت خصلتها ، پس اگر به حالت اعتدال و حدّ وسط كه معنى صحّت و عافيت نفس است مىباشند ، از آن‌ها را بر آن حالت نگاه و محفوظ داشته و اگر بر حالت انحراف كه معنى ابتلاء نفس است به امراض مىباشند ، پس اوّلا به كثرت فكر و تعمّق نظر و پىبردن به آثار و علامات امراض و قبايح و اضداد فضايل را كه رذايل است و علل و اسباب آن‌ها را معلوم