جداول مسطوره از منشعبات دو خصلت صيانت و حياست و بعد از اين مذكور خواهد شد انشاء اللّه تعالى . خلاصهء كلام آن است كه كلام و مقال ايشان در اين مقام خالى از اختلال نيست و كلام رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم را كه صاحب عقل كلّ است و حكيم عاقل و انسان كامل اوست ، بايد تابع شد ؛ چونكه حكيمى كه نور حكمت را از مشكات نبوّت نگرفته و سليمان حشمت را نديده ، خبر از اين امور و اطّلاع از منطق الطّيور ندارد .
تو چه دانى زبان مرغان را * كه نديدى دمى سليمان را
تحفه : [ 7 ] ، [ طريقه اكتساب صفت حلم ]
و اما كيفيّت تحصيل نمودن و طريق اكتساب فرمودن خصلت و ملكهء حلم را كه علم تهذيب اخلاق و صناعت اكتساب فضايل ، عبارت از اين و از اكتساب نمودن ساير خصلتها و فضيلتهاى ديگر است ، پس بايد كه اوّلا به قاعدهء كليه و طريقهء اجماليّه ، ذكر كيفيّت و طريق اكتساب نمودن فضايل نفسانيّه بشود و بعد از آن ثانيا ايضا به طريق تفصيل بيان كيفيّت اكتساب نمودن فضيلت حلم و ساير فضيلتهاى ديگر ، هريك را در مقام خود نموده شود . پس مىگوييم كه اين علم و اين كيفيت تحصيل و اكتساب كه او را طبّ روحانى گويند به مثل طبّ طبيعى و جسمانى است ، پس همچنانكه در طب طبيعى كه مقصود از آن تصحيح و تجويد ابدان و محافظت جوارح و آلات بدنيّه است بايد اوّلا نظر كرده شود در مزاج ، پس اگر به حالت اعتدال است او را بر آن حالت نگاه داشته و حفظ نموده شود و اگر به حالت انحراف و عروض امراض است ، پس اوّلا بايد كه امراض و منافيات صحّت مزاج بدن را به واسطهء علامات و آثار آنها شناخت و بعد از آن پى به اسباب و علل آنها برد و بعد از آن به واسطهء دواها و غذاها و پرهيزها به معالجه و مدافعهء آنها مشغول شد و امراض و اضداد صحّت و منافيات عافيت را دفع نمود و بعد از آن طبيعت را بر حالت اعتدال خود بايد رسانيد و بعد از آن ، آن را به حالت مستقيم و برقرار بايد داشت و از آفات محفوظ نمود .