همچنانكه در طبّ روحانى و در اين صناعت كه مقصود از آن تصحيح و تكميل نفوس و محافظت نمودن فضايل نفسانيّه است ، بايد كه اوّلا امراض و منافيات فضايل و كمالات را كه عبارتند از صحّت نفس به واسطهء علامات و نشانههاى آنها شناخت و بعد از آن تفحّص و تجسّس از علل و اسباب و موجبات آنها نموده و بعد از آن به معالجه كردن و ازاله نمودن آنها اشتغال يافت و به واسطهء انواع دواها و غذاها و پرهيز نمودن از ناملايمات قلع و قتع آنها را نمود و بعد از آن نفس را بر حالت و فضيلت معتدلهء خود رسانيد و بعد از آن ، او را بر آن حالت مستقيم و برقرار و صاحب ملكه گردانيد و او را بر آن حالت به واسطهء استعمال نمودن ملايمات ، محفوظ داشت .
پس امراض عبارت است از انحراف نمودن مزاج از حالت اعتداليهء خود ، و معالجه و طبابت عبارت است از ردّ نمودن و رسانيدن او را به حالت اعتداليهء او و چونكه حالت اعتداليهء نفس در خصلتها و فضيلتهاى او كيفيت جيّده و طريقهء اعتداليهء اوست كه حدّ وسط ما بين افراط و تفريط است ؛ چنانكه سابقا دانسته شد و به مضمون قاعدهء كليهء « خير الامور اوسطها » « 1 » حالت خيريّت و صحّت و عافيت اوست ، پس حالت انحرافيّه و امراضيّهء او عبارت است از كيفيّت رداءت خصلتهاى او كه ضدّ كيفيّت جيودت آنهاست و از كميّت دو طرف افراط و تفريط آن خصلتهاى كه ضدّ كميّت عدالت و طريقهء حدّ وسط آنهاست .
پس از براى خصلتهاى نفس ، چهار حالت است : عدالت و حدّ وسط آنها كه معنى صحّت نفس است و رداءت و افراط و تفريط آنها كه معنى مرض نفس است و چونكه منبع تمام خصلتهاى نفس ، همان سه قوهء عاقله و غضبيّه و شهويّهاى است كه سابقا ذكر آنها شد و مرجع تمامى آنها به آن سه قوّه است و اختصار در اين مقام ايضا مطلوب است ، پس از جهت ايضاح نمودن كيفيّت رداءت و كميّت افراط و تفريط و حالت عدالت ، مثالى چند از براى چهار حالت اين سه قوّه ذكر كرده مىشود تا آنكه شايد به واسطهء آنها ، رداءت و افراط و تفريط و عدالت جميع خصلتها دانسته شود .
پس مىگوييم كه امّا رداءت قوّهء عاقله كه منبع و مصدر خصلت علم است ، مثل شوق
هامش
( 1 ) . عوالى اللئالي ، ج 1 ، ص 296 .