تحفه : [ 6 ] ، [ آثار و خصلتهاى فضيلت حلم ]
و اما اثرها و خصلتهائى كه ناشى و منشعب از فضيلت و خصلت حلم مىگردد و از آثار و علامات اوست بر وفق حديث سابق مذكور و جداول مسطوره ، پس ده خصلت است : اول ، مرتكب شدن امر جميل است و آن عبارت است از حالت و ملكهء كه عارض مىشود مر صاحب حلم را به نحوى كه در طلب نمودن امر نيكو و مرتكب شدن امر جميل ، از سختيها و دشواريهاى اين عالم فانى حتّى از شدايد مرگ ، باك و پروا ندارد و لذّتها و نعمتهاى اين دار فانى ايضا مانع طلب كردن و صارف توجّه نمودن او به سوى امر نيكو و جميل نمىگردد و عزم و همّت خود را در طلب امر جميل و نيكو از لذّات و خوبيها و آلام و بديهاى اين عالم منصرف ساخته و اين حالت را استغنا و حرّيت و علوّ همت ايضا گويند .
دويّم ، مصاحبت نمودن ابرار است و آن حالت و ملكهاى است كه به سبب آن هميشه نفس طالب و حريص است مر مصاحبت نمودن خوبان را و مجالست نمودن با نيكوكاران و به سبب علوّ همّت او ، هرآينه وجود فقر و فاقه و ذلّ و محنت و ساير آلام و ناملايمات نفس ، اگر فرضا با مصاحبت ايشان باشد يا آنكه غنا و دولت و عزّ و راحت و ساير لذّات و ملايمات نفس ، اگر فرضا با مصاحبت و مجالست ديگران باشد ؛ مانع و صارف او از مصاحبت و ملازمت نمودن با خوبان نمىگردد بلكه آلام و ناملايمات نفس و حال آنكه با ايشان باشد ، بهتر است در نزد او و محبوبتر است به سوى او از لذّات و ملايمات نفس و حال آنكه با ديگران مصاحب باشد .
سيم ، رفعت از ضعه است ، يعنى مرتفع ساختن خود راست از دناءت و پستى ، و آن حالت و ملكهاى است كه نفس به سبب آن به كرامت و هوان خود مبالات نمىنمايد و به يسار و وسعت نعمت و اعسار و تنگى آن التفات نمىكند و حالات او در متحمل شدن امور جميله ، خواه ملايم و خواه غيرملايم باشد ؛ يكسان و بدون تفاوت و قادر بر متحمّل شدن هردو مىباشد و اين حالت را كبر نفس ايضا گويند .
و چهارم ، رفعت از خساست است ، يعنى بلند نمودن خود را از ضعف و حقارت ، و