تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
صفات خداوند است ايضا صفت حلم مىباشد و اقدم و اشمل صفات و خصال و فضايل هر نفس ناطقهء انسانى كه عقل بر آن استعلا يافته است ايضا بايد كه فضيلت و صفت حلم باشد ؛ چون‌كه نفس ناطقهء انسانيّه همان جوهرى است نورانى كه برزخيّت و توسّط يافته است كه در ما بين عقل و نفس حيوانى و عقل باطن و نفس حيوانى ظاهر اوست و برزخ و واسطه است در ما بين آن و جسد به وسايط بسيارى و تفصيل آن را از رساله « رق منشور » طلب فرمايند و از اينجاست كه در حديثى كه مضمون آن به صورت جداول مسطوره درآورده شد حلم را اول آثار و اشمل علامات عقل قرار دادند و باقى آثار ديگر را بر آن مبتنى و از آن منشعب فرمودند . پس هركس كه خصلت و فضيلت حلم را دارد جميع خصال و فضايل ديگر را ايضا مىدارد و اعتماد و اعتبارى به داشتن خصال ديگر بدون خصلت حلم نمىباشد و از اينجاست كه در احاديث تعبير از عقل به حلم نموده شده است و اولو الاحلام را گويند و مراد ايشان ، صاحبان عقول است و در اينجاست ايضا كه ضدّ او را سفه ايضا قرار دادند كه به معنى جهل يا خفّت عقل است ؛ چنان‌كه در حديث طويلى است كه سابقا ذكر آن شد و از اينجاست ايضا كه در حديث رسيده است كه « من ملك نفسه اذا غضب و رعب و رهب فقد نجى » « 1 » يعنى هركس كه مالك بشود نفس خود را در وقتى كه غضب بنمايد يا رغبت و رهبت به‌هم برساند ، به تحقيق كه نجات يافته است . حاصل معنى آن است كه هركس كه خصلت حلم آن كامل و به مرتبهء ملكه رسيده باشد به نحوى كه قوت غضبيّه كه آن را نفس سبعى گويند و باعث و محرّك قوهء فاعله است از براى حصول غلبه و لذّت انتقام يا از براى دفع نمودن امر مخوف و مرهوب و قوّهء شهويّه كه او را نفس بهيمى گويند و باعث و محرّك قوّهء فاعله است ايضا از براى طلب نمودن نفع و جلب امر محبوب و مرغوب قوهء ناطقه كه او را نفس ناطقه و نفس ملكى گويند ؛ او را از جاى در نبرد و مضطرب نسازد ، هرآينه نجات يافته است ؛ چون‌كه در علم نفس مقرّر شده است كه قواى نفس انسان منحصر در همين سه قوّهء مذكوره است كه آن‌ها مصدر آثار و افعال مختلفه مىباشند و قوهء ناطقه ، مبدأ فكر و تميز و شوق نظر كردن
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 68 ، ص 358 و 359 .
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 400 | جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى / عبد الوهاب فراتي