تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
خلق فرمود جهل را از درياى شورى كه ظلمانى است و اين فقره ايضا اشاره به همان ذاتيّهء اوست چون‌كه او را ايضا بدون سابقه و بلا مادّه خلق فرموده است . پس فرمود مر او را كه ادبار بنما ، پس ادبار نمود ، پس فرمود مر او را كه اقبال بنما ، پس اقبال ننمود . پس فرمود مر او را كه استكبار نمودى و او را لعن فرمود . بعد از آن قرار داد ، فرمود از براى عقل هفتاد و پنج جند كه همگى آثار و خواص اويند ، پس چون‌كه جهل ديد اكرامى را كه خداوند به عقل فرموده است و آثارى را كه به آن عطا نموده است اضمار نمود در نفس خود عداوت را با عقل و عرض نمود كه بارالها اين عقل خلق تو است مثل من و خلق فرمودى او را و مكرّم نمودى و تقويت دادى او را به اين همه آثار و خوّاص و من ضدّ اويم و قوّتى از براى من نيست كه با او مقاومت نمايم ، پس عطا فرما به من ايضا آن‌قدر جنود و آثارى را كه به او عطا فرمودى . پس فرمود خداوند كه به تو ايضا جنود به قدر جنود او مىدهم ، پس اگر معصيت نمودى بعد از اين هرآينه بيرون مىنمايم تو را و جنود تو را از رحمت خود ، آن‌گاه جهل گفت كه راضى شدم . پس عطا فرمود خداوند به آن ايضا هفتاد و پنج جند كه همگى آثار و خواص بستهء به او مىباشند . پس از جملهء هفتاد و پنج اثرى كه به عقل عطا فرموده است ، خير است و آن وزير عقل است و گردانيد ضدّ او را شرّ و آن وزير جهل است و ايمان است و ضدّ آن كفر است و تصديق است و ضدّ آن جحود و انكار است و رجاء است و ضدّ آن قنوط و نااميدى است و عدل است و ضدّ آن جور است و رضاست و ضد آن سخط است و شكر است و ضدّ آن كفران است و طمع در رحمت خداوند و ضدّ آن يأس است و توكّل و ضدّ آن حرص است و رأفت و ضدّ آن قسوت است و رحمت و ضدّ آن غضب است و علم و ضدّ آن جهل است و فهم و ضدّ آن حمق است و عفّت و ضد آن تهتك است و زهد در دنيا و ضد آن رغبت است و رفق و ضدّ آن خرق است و رهبت و ضدّ آن جرأت بر خداوند است و تواضع و ضدّ آن كبر است و تؤدة كه عبارت است از تأنّى و ضدّ آن سرعت است و حلم و ضدّ آن سفاهت است و صمت و ضدّ آن هذر و پرگوئى است و استسلام و ضدّ آن استكبار است و تسليم و ضدّ آن شكّ است و صبر و ضدّ آن جزع
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 388 | جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى / عبد الوهاب فراتي