و صفاى خود معتدل و صاف مىگرداند و تفصيل اين مطلب را از رسالهء رقّ منشور طلب نمايند .
او را كه جام بادهء صهباش مىدهند * ميدان كه در حريم حرم جاش مىدهند
ساقى بيار باده گلگون كه در طريق * ارباب عقل زحمت اوباش مىدهند
تحفه : [ 4 ] ، [ جنود عقل و جهل ]
بدانكه حكما و اهل ذكاء ، كمالات نفسانيّهء انسان و آثار و علامات عقلانيّهء او را يك مرتبه بر دو اصل و دو كمال و دو فضيلت مبتنى ساختهاند و مابقى را در تحت آن دو دانستهاند : يكى كمال و اعتدال قوّهء نظريّه علميّه و فكريّه معارفيه است كه از خصايص نفس ناطقهء اوست كه او را نفس ملكى گويند و يكى ديگر كمال و اعتدال قوّهء فاعليّهء عمليّه است كه از خصايص نفس حيوانيهء او دانستهاند و يك مرتبهء ديگر ، بر سه اصل قرار دادهاند : يكى فضيلت حكمت است كه از توابع علم است كه ناشى است از اعتدال و كمال قوّهء نظريّهء او كه از خصايص نفس ناطقهء اوست و يكى ديگر فضيلت شجاعت است كه منشعب مىشود از حلمى كه ناشى است از كمال و اعتدال حركت نفس سبعى كه از خصايص نفس حيوانيّه اوست و يكى ديگر فضيلت عفّت است كه ناشى است از كمال و اعتدال نفس بهيمى كه از خصايص نفس حيوانيّه اوست ايضا و سخاوت از توابع آن است و يك مرتبهء ديگر بر چهار اصل قرار دادهاند و اين همين سه فضيلت مذكوره است با فضيلت عدالت كه عبارت است از :
اعتدال و تساوى و تناسب همان سه فضيلت مذكوره و ناشى مىشود از كمال و اعتدال قوّهء فاعليّهء عمليّه و كمال سه فضيلت مذكوره به آن است و از اينجاست كه بعضى ديگر اصل كمالات را يكى دانستهاند كه عبارت است از همين كمال عدالت و لكن قدما و متأخّرين از حكما اتّفاق نمودهاند بر آنكه اجناس فضايل و كمالات چهار [ تا ] است : حكمت كه تهذيب و تكميل قوّهء نظريّه است و عدالت كه تهذيب و تكميل قوهء عمليّه است و شجاعت كه تهذيب و تكميل قوّهء غضبيّه است و عفّت كه تهذيب و تكميل قوّهء شهويّه است و با وجود اين اختلافات و اتّفاقات كلام