تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
خوّاص عقل بر آن گذارده مىشود انشاء اللّه تعالى ، پس حديثى است كه مروى است از جناب رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و مشتمل است بر بيان ده خصلت و ده علامت كه هريك ناشى از ديگرى مىشود و در تحت هريك از آن‌ها ايضا ده خصلت و ده علامت ديگر مىباشد كه مجموع يكصد خصلت است كه به عدد حرف قاف است كه عين و مسمّاى او در عالم اجسام كوه قافى است كه محيط به كلّ است و هركس كه متّصف و متخلق به اين يك صد خصلت و يك صد خلق بشود هرآينه كامل و محيط به كلّ است ايضا و صاحب قلب است كه آن ايضا كوه قاف عالم صغير است و به جهت اين مناسبت بناى تعداد و مسايل اين باب بر اين حديث گذارده شد ، نه اين‌كه مقصود حصر باشد ايضا و به جهتى كه ذكر آن در حديث سابق شد اكتفا به نقل مضمون و معنى اين حديث ايضا مىشود و آن حديث اين است كه شمعون بن لاوى بن يهودا كه از جملهء حوارى و خالصين حضرت عيسى عليه السّلام بود و سئوال نمود از جناب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم كه خبر بده مرا از عقل كه چه‌چيز است و چگونه است و از آن‌چه منشعب مىشود از آن و وصف بفرما از براى من طوايف و آثار آن را جميعا . پس آن حضرت فرمودند كه به درستى كه عقل عقال و آلت بستن اين كس است از جهل و نفس امّاره كه عبارت است از نفس حيوانى ؛ مثل خبيث‌ترين حيواناتست ، پس اگر بسته نشود هرآينه فساد مىنمايد . پس عقل ، عقال از جهل است و به درستى كه خداوند خلق فرمود عقل را و فرمود مر او را كه اقبال‌نما ، پس اقبال نمود و فرمود مر او را كه ادبارنما ، پس ادبار نمود . پس فرمود خداى تبارك و تعالى كه قسم به عزّت و جلال خودم كه خلق ننموده‌ام خلقى را كه اعظم از تو و اطوع از تو باشد و به واسطهء تو ابتداء و اظهار و ايجاد خلايق مىنمايم و به واسطهء تو من عبادت كرده مىشوم و به واسطهء توست ثواب و عقاب . بعد فرمودند كه منشعب شده است از عقل ، حلم و از حلم ، علم و از علم ، رشد و از رشد ، عفاف و از عفاف ، صيانت و از صيانت ، حيا و از حيا ، رزانت و از رزانت ، مداومت نمودن بر خير و از مداومت نمودن بر خير ، مكروه داشتن شرّ و از كراهيّت شر ، اطاعت نمودن ناصح . پس اين ده صنف از انواع خير است و از براى هريك از اين ده صنف ده نوع از خير ايضا مىباشد . اما حلم ، پس ناشى