تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
خلق بالمشاهده و بالحسّ قابل تغيير است و هيچ طبيعتى يقينا و بالمشاهده و بالحسّ ايضا قابل تغيير نيست مثل آتش و آب مثلا كه آن‌ها را از طبيعت آن‌ها تغيير دادن ممكن نيست پس اخلاق از طبايع ناشى نمىباشد هردو طايفهء از راه صواب به مراحل دور افتاده‌اند و اشتباه هردو در مقدّمهء ثانويّه شده است كه كبراى از دليل است و عبارت است از آن‌كه طبيعت قابل تغيير نيست و تحقيق آن است كه طبيعت دو طبيعت است ؛ يكى طبيعت بسيطه است كه ناشى از يك اصل و يك عنصر بسيط است و يكى ديگر طبيعت مركّبه است كه ناشى از اصول و عناصر متعدّده شده است ، پس قسم اول قابل تغيير نيست يقينا به جهت آن‌كه آن عنصر بسيط حقيقت و ذات واحده‌اى است و ماهيّت بلاشرط و مطلقه‌اى است و قلب حقايق و ذوات و تغيير ماهيّات در وقتى كه بسيطه و مطلقه باشند ممتنع و محال است چنان‌كه عن قريب در همين تحفه بيان آن خواهد شد انشاء اللّه تعالى . و اما قسم دوم كه طبيعت و مزاجى است كه ناشى شده است از التيام و فعل و انفعال طبايع و امزجهء متعدّده مختلفهء الطّبيعة و المزاج ، پس آن قابل تغيير است به انواع تغيّراتى كه به عدد اصول و طبايع اوست با يك نوع تغيير ديگرى كه زايد بر آن‌هاست و آن تغيير متعدل حاصل از كلّ است ؛ چون‌كه دخل و تصرّف در زياد كردن و كم نمودن و مساوى گردانيدن هريك از اصول و اجزاء آن ممكن و واقع است و نظر اين دو طايفه در حكم كردن به آن‌كه طبيعت قابل تغيير نيست به قسم اول است و حال آن‌كه ما نحن فيه از قسم دوم است كه طبيعت انسان است و ناشى است از اصول و عناصر اربعه مختلفهء متضادّه و به زياد شدن و نقصان يافتن يكى از اين عناصر تغيير در مزاج و در طبيعتى كه از آن‌ها حاصل است به قدر همان زياده و نقصان راه مىيابد و به تساوى و توافق و تعادل مجموع مزاج و طبيعت خامسه ايضا كه او را مزاج و طبيعت معتدله مىنامند حاصل مىشود چنان‌كه مشاهد و محسوس است و صريح عبارت تورات كه سابقا ذكر شد و صريح ساير آيات و اخبار ديگر است و مثال محسوسى كه به آب و آتش آورده‌اند اگر مراد آب و آتش بسيط است كه مرئى و محسوس نيستند ، پس عدم تغيير در آن‌ها مسلّم