تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
مشو فريفتهء رنگ و بو قدح دركش * كه زنگ غم ز دلت جز مى مغان نبرد كسى كه خاك در ميفروش قبله نساخت * فرشته طاعت او را بر آسمان نبرد
و همچنين علوم مقولهء رسوميّه كه مقدّمه و وسيلهء دانستن و فهميدن كيفيّت عبادات و اعمال صالحات است ايضا فضيلتى نيست و موجب شرافت اين كس نمىشود ؛ چون‌كه معلوم شد كه نماز و روزه و ساير عباداتى كه بدون اخلاق حسنه نفسانيّه باشد اعتنائى به آن‌ها نيست و موجب فضل و كمال و شرافت و كرامت و قرب خداوند نمىگردد ، پس علومى كه مشتمل بر بيان آن‌ها و مقدمه و وسيلهء فهميدن و دانستن آن‌هاست به طريق اولى خواهد بود و در عدم فضيلت و شرافت و نبودن اعتنا به شأن آن‌ها .
برو به ميكده و چهره ارغوانى كن * مرو به صومعه كانجا سياه‌كارانند
پس اشخاصى كه به سبب اطلاع يافتن و مجتهد شدن در اين علوم منقوله كه اعظم و اشرف آن‌ها علم فقه و صنعت فقاهت است خود را از اهل علم و شرف مىدانند و به اين علوم تفاخر مىنمايند و مضامين آيات و احاديثى كه در فضيلت و جلالت قدر علماست در شأن خود مىدانند با آن‌كه از اخلاق حسنهء نفسانيّه و صدور افعال حميدهء جوارحيّه كه آثار و علامات وجود عقل و كمال اوست خالى و عارى بلكه از آن‌ها برى مىباشند و متّصف به اضداد آن‌ها و به صفات رذيله و فاعل فعل غير جميله مىباشند از قبيل كبر و حرص و رياست و جهل و حسد و حب شهرت و ريا و كذب و مكر و حيله و امثال آن‌ها بلكه آن‌ها را سبب كمال و عزت و شرافت خود دانسته و پنداشته‌اند هرآينه در نهايت حماقت و جهالت و گمراهى و ضلالت و غرور و فريب و بطالتند و چنان‌كه خود ضالّ و گمراهند به سبب اين پندار و خيال باطل مضلّ و گمراه‌كنندهء ديگران و ساير مردمان ايضا بوده‌اند و مىباشند و همگى را به غرور و فريب اين‌كه اين صناعت موجب كمال و شرافت است از مرتبهء انسانيه و كمالات نفسانيه دور و مهجور و به اين صناعت بخصوصها حريص و مشغول داشته‌اند به مرتبه‌اى كه هيچ گونه خبردار نمىشوند و به هوش نمىآيند كه اگر اين صناعت به تنهايى موجب كمال و شرافت انسان بود نبايد كه آيات و اخبار متواتره در مذمّت فقهاء و آن‌ها كه اهل اين