يعنى چهار فرقه مىباشند كه من از براى ايشان شفيع مىباشم در روز قيامت و هرچند كه بيايند با گناهان اهل دنيا يك فرقه آن است كه اكرام و تعظيم بنمايد ذرّيّهء مرا و يك فرقهء ديگر آن است كه بجا بياورد از براى ايشان حوايج ايشان را و يك فرقهء ديگر آن است كه سعى بنمايد از براى ايشان در وقت اضطرار ايشان و يك فرقهء ديگر آن است كه دوست بدارد ايشان را به دل و زبان خود . مراد آن است كه اگر از سه قسم اوليّه عاجز باشد لا اقلّ محبت قلبيّه و لسانيّه را كه اصل و عمده است داشته باشد و الّا سابقا محقق شد كه ادّعاى محبّت قلبيّه بدون آثار و علامات ظاهريّه با وجود قدرت و توانايى كذب و غرور و بلا حقيقت است و ايضا فرمودهاند كه « اكرموا اولادى و حسّنوا ادابى » « 1 » يعنى اكرام بنمائيد اولاد مرا ، و نيكو نگاه داريد آداب مرا ، مقصود آن است كه نگاه داشتن ادب با آن جناب موقوف و مربوط است به اكرام نمودن اولاد آن و الّا ادب و حرمت آن جناب نگاه داشته نشده است و ايضا فرمودهاند « اكرموا اولادى الصّالحون للّه و الطّالحون لى » « 2 » يعنى اكرام بنمائيد اولاد خوب مرا از براى رضاى خداوند و اولاد بد مرا از جهت رضاى من ، مقصود آن است كه چونكه اكرام نمودن به ايشان در حقيقت اكرام نمودن به آن جناب است ، پس آن كسى كه اكرام نموده شده است در حقيقت بد نمىباشد و محلّ اكرام است و مروى است از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمودند به بعضى از اصحاب خود كه « لا تخالطنّ احدا من العلويّين فانّك ان خالطتهم مقّت الجميع و لكن احببهم بقلبك و ليكن محبتك من بعيد » يعنى مخالطه منما با احدى از علوييّن و فاطميّين ؛ به جهت آنكه تو اگر مخالطه بنمايى با ايشان مغبوض مىدارى جميع ايشان را و لكن دوست بدار ايشان را به دل خود و بايد كه بوده باشد دوست داشتن تو مر ايشان را از دور ، مراد آن است كه شايد به سبب بدى آنها يا بدى اين كس مخالطه نمودن با ايشان منجر به عداوت و بغض بگردد و اين قسم از كلام كنايه از آن است كه به هر نحو كه باشد بايد اين كس خود را از عداوت و دشمنى با آنها دور دارد و خود را به دوستى ايشان مزيّن دارد و الّا از اهل جهنّم و سجّين خواهد بود يقينا .
هامش
( 1 ) . مستدرك الوسائل ، ج 12 ، ص 376 ، ح 8 .
( 2 ) . همان .