« من أحبّنا أهل البيت فليحمد اللّه على أوّل النّعم ، قيل : و ما أوّل النّعم ؛ قال : طيب الولادة ، و لا يحبّنا إلّا من طابت ولادته » « 1 » يعنى هركس كه دوست بدارد ، ما اهل بيت را ، پس بايد كه حمد بنمايد خداوند را بر اول از نعمتها پس سؤال كرده شدند كه چهچيز است اول نعمتها ، پس فرمودند كه پاكى ولادت و زاييده شدن و دوست نمىدارد ما را مگر كسى كه پاك باشد ولادت آن و ايضا فرمودند حديثى را كه مضمونش اين است كه هركس كه خداوند عطا فرموده است به آن دوستى اهل بيت من ، پس به درستى كه رسيده است به خير دنيا و آخرت و شكّ ننمايد احدى در آنكه در بهشت است و به درستى كه در دوستى اهل بيت من بيست خصلت است ده از آن در دنيا و ده از آن در آخرت است اما در دنيا پس زهد است و حرص بر علم و ورع در دين و رغبت در عبادت و توبه نمودن قبل از موت و نشاط در بيدارى و تهجّد نمودن در شب و مأيوس بودن از آنچه در دست مردمان است و حفظ نمودن امر و نهى خداوند و بغض دنيا و دهمى آنها سخاوت است و امّا در آخرت پس نشر نمىشود از براى آن ميزان و داده مىشود نامهء اعمال آن به دست راست آن و از براى اوست برات آزادى از جهنّم و سفيد و نورانى مىباشد صورت آن و پوشيده مىشود به آن از حلّهاى بهشت و قبول شفاعت آن نموده مىشود در حقّ يكصد نفر از اهل بيت خودش و نظر مىفرمايد خداوند به سوى او به رحمت و تاجى از تاجهاى جنّت بر سر او مىگذارند و دهمى آنها آن است كه داخل بهشت مىشود بىحساب « 2 » .
و ايضا فرمودهاند كه « حقّت شفاعتي لمن أعان ذريّتي بيده و لسانه و ماله » « 3 » يعنى ثابت است شفاعت نمودن من از براى هركسى كه اعانت بنمايد به ذرّيهء من به دست و زبان و مال خود و ايضا فرمودهاند كه « أربعة انا لهم شفيع يوم القيمة و لو جاؤوا بذنوب أهل الدنيا :
المكرم لذرّيّتي و القاضى لهم حوائجهم و السّاعي لهم عند اضطرارهم و المحبّ لهم بقلبه و لسانه » « 4 »
هامش
( 1 ) . أمالي الصدوق ، ص 383 ، ح 12 و بحار الأنوار ، ج 27 ، ص 145 ، ح 3 .
( 2 ) . الخصال ، ج 2 ، ص 515 ، ح 1 و بحار الأنوار ، ج 27 ، ص 78 ، ح 12 .
( 3 ) . مستدرك الوسائل ، ج 12 ، ص 376 ، ح 8 .
( 4 ) . بحار الأنوار ، ج 27 ، ص 78 ، ح 11 ، به نقل از فردوس الأخبار .