تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
موالات در باطن قلب كاشف و دليل است بر بودن اين كس از سنخ و شعاع ايشان در روز اول و ازل و اين لازم دارد ملحق شدن به ايشان را در روز آخر و معاد و اين معنى نجات و سعادتمندى است و چنان‌كه وجود آثار جوارحيّهء ظاهريّه كاشف و دليل است بر بودن موالات قلبيّه و باطنيّه همچنان موالات نمودن با اقربا و ذرّيّه و تبعهء آن جنابان كاشف و دليل است از موالات داشتن با ايشان و عدم آن كاشف و دليل بر عدم آن است خصوصا در وقت نبودن و غيبت آن جنابان كه در آن‌وقت محلّ تعلق آثار موالات منحصر در تبعه و ذرّيّه و اقرباء ايشان است چنان‌كه در اين زمانهاست كه مردمان راهى و دست‌رسى به آن جنابان به هيچ‌وجه ندارند تا آن‌كه بالنّسبه به خود ايشان آثار موالات را به عمل بياورند مگر بالنّسبه به تبعه و ذريّهء ايشان آرى چنين است .
دستت نمىرسد كه بچينى گلى ز باغ * بارى به پاى گلبن ايشان گياه باش
پس وسيلهء نجات و رسيدن به فوز و سعادت اخرويّهء ابديّه ، موالات نمودن و احسان فرمودن به تبعه و ذرارى ايشان است كه كاشف است از موالات با ايشان و بودن اين كس سعادتمند و از سنخ و شعاع ايشان كه لازم دارد ملحق شدن به ايشان را و غير از اين ديگر سبب و وسيله‌اى نبوده است و نيست و نخواهد بود و ساير اعمال و عقايد ديگر مربوط و بسته به آن است ، پس اگر موالات با ايشان مىباشد ساير اعمال و عقايد ديگر صحيح است و نفع مىدهد و الّا فلا ، چنان‌كه صريح عقل و نقل است و اين ميزان و معيار كلّى است از براى شناختن و معلوم نمودن پاكى و ناپاكى طينت و علامت سعيد و شقى بودن و عليّينى و سجّينى و حلال‌زادگى و حرام‌زادگى و بهشتى و جهنّمى بودن اين كس است و از اينجا سرّ و سبب آن‌كه خداوند به پيغمبر خود كه اصل جنّت و معدن علّيين و حقيقت خوبى و پاكى است فرموده است كه
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
« 1 » معلوم گرديد چون‌كه معنى آن است كه بگو اى پيغمبر به مردمان كه سؤال نمىنمايم و توقّع ندارم من از شما در مقابل تبليغ نمودن رسالت خداوند اجرى و عوضى را مگر مودّت و دوستى نمودن شما را در اقارب و ذرّيهء من و
هامش
( 1 ) . شورى : 23 .
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 343 | جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى / عبد الوهاب فراتي