پس هيچ جوابدهندهاى ، جواب نمىدهد ؛ چونكه هيچكس نمىباشد ، پس خود جواب خود را مىفرمايد كه
لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
« 1 » ؛ يعنى ملك از براى خداوندى است كه يكتاست و شريك ندارد و غالب و قاهر بر ماسواى خود است و بعد مىفرمايد كه من غالب و قاهر شدم بر جميع خلايق خود و فانى ساختم ايشان را و منم خداوندى كه نيست خدايى بجز من و يكتا مىباشم و شريك ندارم و من خلق نمودم خلايق را به قدرت خود و من فانى ساختم ايشان را به مشيت خود و زنده مىنمايم آنها را دو مرتبه به قدرت خود . بعد حضرت فرمودند كه خداوند مىدمد در صور ، پس بيرون مىآيد صدا از آن طرفى كه به سمت آسمان است ، پس باقى نمىماند احدى از اهل آسمانها مگر آنكه زنده مىشوند به همان نحوى كه اول بود و عود مىنمايند جملهء عرش و حاضر مىگردد جنّت و جهنّم و محشور مىگردند خلايق از براى حساب . « 2 »
و مخفى نماناد كه اين حشر غير حشرى است كه سابقا ذكر شد و در نزد فناء دنيا و نفخ صور اول است و هردو حالت را در احاديث به اسم حشر بيان نموده است و در حديثى كه مروى است از حضرت صادق عليه السّلام آن است كه بعد از فناء اهل زمين و اهل آسمان اول خداوند به قدر زمان خلقت موجودات و فانى ساختن اهل زمين و آسمان اول مكث مىفرمايد . بعد از آن اهل آسمان دوم را فانى مىگرداند و بعد از آن به قدر زمان خلقت و زمان فناء اهل زمين و آسمان دوم مكث مىفرمايد و بعد از آن اهل آسمان سيّم را فانى مىسازد و همچنين بعد از فناء هريك از اهل آسمانها به قدر زمان ما قبل آن مكث مىفرمايد تا آنكه اهل جميع سماوات را فانى مىسازد و بعد از آن ميكائيل را فانى مىسازد بعد از آن به قدر زمانهاى سابقه مكث مىفرمايد بعد از آن جبرئيل را فانى مىسازد و بعد از آن و بعد از مكث نمودن به قدر زمانهاى سابقه ايضا ملك الموت را فانى مىسازد و بعد از آن به قدر زمانهاى سابق بر آن ايضا مكث
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . تفسير القمّي ، ج 2 ، ص 252 و بحار الأنوار ، ج 6 ، ص 324 ، ح 2 .