دميدن در اوست و دو طرف ديگر مىدارد كه مسافت ما بين آن دو طرف به قدر مسافت ما بين آسمان و زمين است و يكطرف آن به سمت اهل زمين و يك طرف ديگر آن به سمت اهل آسمان ، پس چونكه مىبينند ملائكه و اهل آسمانها كه اسرافيل نزول فرمود به سوى زمين و با آن صور مىباشد مىفهمند و مىگويند كه خداوند اذن داده است در فناء اهل زمين و اهل آسمان ، پس فرود مىآيد اسرافيل به خطيره بيت المقدس و استقبال مىنمايد به كعبه ، پس چونكه اهل زمين مىبينند نزول آن را مىفهمند و مىگويند ايضا كه خداوند اذن داده است از براى فناء اهل زمين ، پس مىدمد اسرافيل در صور يك دميدنى ، پس بيرون مىرود صدا از دو طرف آنكه به سمت زمين و آسمان است ، پس مىميرد هر صاحب روحى كه در زمين و آسمان است مگر خود اسرافيل ، پس مىفرمايد خداوند به اسرافيل كه بمير ، پس آن هم مىميرد ، پس مىمانند به اين حال فنا تا آنقدر از زمان كه خدا خواسته باشد . بعد از آن امر مىفرمايد خداوند آسمانها را كه موج بزنند و حركت بنمايند و به حركت و تزلزل و تبدّل درمىآيند و امر مىفرمايد زمين و كوهها را ايضا كه به سير و حركت درآيند ، پس آنها ايضا به سير و حركت و تبدّل يافتن از موضع خود درمىآيند و فرمودند كه اين روزى است كه خداوند فرموده است كه
يَوْمَ تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً
* وَ تَسِيرُ الْجِبالُ سَيْراً
« 1 » ؛ يعنى روزى كه موج مىزند آسمان موج زدنى را و حركت و سير مىنمايد كوهها سير نمودنى را ، بعد فرمودند كه يعنى متبدل مىشوند به وضع ديگرى و به زمين ديگرى كه اكتساب گناه و معصيت بر آن نشده باشد و زمين منبسط و بسيط و ساده مىگردد به نحوى كه نه كوه در آن مىباشد و نه درختى و نه گياهى و نه پست و بلندى همچنانكه در اول مرتبه بود كه او را وجود و بسط فرموده بود و بر مىگرداند خداوند عرش خود را بر روى آب همچنانكه در اول مرتبه بود ايضا و در آن وقت ندا مىفرمايد خداوند به صداى جهورى كه به تمام اقطار سموات و ارضين مىرسد و مىگويد كه
لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ
« 2 » ؛ يعنى از براى كيست ملك امروز
هامش
( 1 ) . طور : 9 - 10 .
( 2 ) . غافر : 16 .