سابقا در محل خود آن ذكر شد تأويل آن در زمان ظهور آن جناب است كه عصر ظهور ولايت است چنانكه به خصوص منصوص است و سوار مىگردد بر سحاب صعب يعنى ابر رعد و برقدار چنانكه حضرت سليمان سوار شد بر سحاب ذلول يعنى بىرعد و برق و ترقّى مىفرمايد در اسباب و خداوند عطا مىفرمايد به او ، آنچه را كه عطا فرموده است به همهء پيغمبران از آدم تا خاتم و زياده مىفرمايد او را ايضا در اسباب و تفضيل مىدهد او را بر تمام و ملك آن جناب و تبعهء آن دايمى است و متّصل به قيامت است
اميد هست كه زودت به بخت خويش بهبينم * تو شاد گشته بفرمان دهىّ و من به غلامى
من ار چه هيچ ندارم سزاى خدمت شاهان * ز بهر كار صوابم قبول كن به غلامى
و اما اصحاب آن جناب ، پس سيصد و سيزده نفر كه عدد اهل بدر است « 1 » كه در اول ظهور و خروج جناب پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم با پيغمبر بودند در اول ظهور آن جناب با آن جناب مىباشند و جمع مىفرمايد خداوند ايشان را در اوقات نزديك شدن ظهور آن جناب از اطراف و اقاصى زمين در طالقان و در شب در رختخواب و فراش خود خوابيدهاند و در صبح در مكّه حاضر شدهاند و آيهء
أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً
« 2 » كه معنى آن است كه در هركجا كه مىباشيد مىآورد و حاضر مىسازد خداوند شما را به تمام در شأن ايشان نازل شده است « 3 » و بر هريك از ايشان شمشيرى حمايل است كه بر آن نوشته شده است اسم آن و اسم پدران و نسب و ساير اوصاف ديگران و ايضا بر شمشير هركدام از ايشان نوشته شده است كلمهاى كه منفتح مىشود از آن هزار كلمهء ديگر « 4 » و در حديث ديگرى است كه بعضى از ايشان در روز سير در سحاب مىنمايند و به آن جناب ملحق مىگردند و ايشان عظيمترند از حيثيّت ايمان از آن بعضى كه در شب به طريق طىّ الارض مىروند « 5 » و مراد آن سير كردن و رفتن ايشان در سحاب يا آن
هامش
( 1 ) . الغيبة للنعمانى ، ص 315 ، ح 9 .
( 2 ) . بقره : 148 .
( 3 ) . كمال الدين ، ج 2 ، ص 654 ، ح 21 .
( 4 ) . الغيبة للنعمانى ، ص 313 ، ح 5 .
( 5 ) . همان ، ح 3 .