به مضمون آيهء شريفهء
ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً
« 1 » همان روز ايضا روز مصيبت بنى اميّه - لعنهم اللّه - و روز فرح آل محمّد - عليهم السّلام - بشود و چونكه در احاديث ديگر ايضا رسيده است كه خروج آن جناب در ماه رجب مىباشد . دور نيست كه ناميدن روز خروج را به روز عاشورا به جهت مناسبت معنويّه باشد كه الحال اشاره به آن شد و مىشود و از اين مقوله در احاديث در غير اين باب هم بسيار است و خروج از مكّهء معظّمه مىفرمايند در ما بين ركن خانهء كعبه و مقام حضرت ابراهيم عليه السّلام . و وجه آن اين است كه چونكه خانهء كعبه بيت اللّه و اصل زمين است و آن جناب ايضا معدن ولايت و محل تعلّق روى باطنى عقل است كه اول مخلوق خداوند و باب اعظم و حجاب اقدم و اصل و مفاتيح الغيب تمام موجودات است و هميشه و همهجا ظاهر با باطن موافق و ظاهر عنوان باطن بوده است و مىباشد ، پس لازم دانسته شده است آنكه خروج آن جناب از كعبه باشد تا آنكه عالم خروج و ظهور ظاهرى با عالم خروج و ظهور باطنى آن جناب موافق باشد و به سبب همين نوع از مناسبت است كه بعد از خروج در آنجا مكث نمىفرمايند و به نجف اشرف مىآيند و پاىتخت در آنجا مقرّر مىفرمايند چونكه آن زمين حرم و مرقد و محلّ قرار و آرامگاه معدن ولايت اصليّهء باطنيّه است كه عبارت از جناب امير عليه السّلام است .
و در حال خروج همراه آن جناب ، جبرئيل است از طرف راست و ميكائيل است از طرف چپ و حضرت شعيب و صالح كه از پيغمبرانند در پيش روى و جبرئيل ندا مىفرمايد كه « البيعة للّه » و در بالاى سر آن جناب ايضا ملكى است كه ندا مىكند كه « هذا المهدى فاتبعوه » و علم و رايت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم با او است عمود آن از عمود عرش و جامهء آن از بهار نضر اللّه است و آن را كه حركت مىدهند روشن مىشود ما بين مشرق و مغرب و فرود نمىآيد بر احدى مگر اينكه او را هلاك مىنمايد و آن جناب منصور به رعب و مؤيّد به نصر است و در حال سير كردن و راه رفتن مطوى و پيچيده مىشود
هامش
( 1 ) . إسراء : 6 .