باقى ماندن ايشان است در جهل و اعجوبهء خود ، بگذار تا بميرند در جهل و خود پرستى و عجبتر از آن ، اين است كه با وجود آن نافهمى كه خبر از هيچ زبانى و بيانى و هيچ رمزى و سرّى و صاحب سرّى و هيچ نكته و نكتهدانى و هيچ كنايه و كنايه گويى ندارند از براى خود مجلس تعليم و تعلّمى و مدرس تدريس و تدرّس و محفل قال و قيل و محكمهء افاده و بحث و نظر و جرح و تعديل و امثال اينها قرار دادهاند .
در آن حديقه كه بلبل زبان نطق ندارد * تو شوخ ديده مگس بين كه برگرفته طنين را
و خود را از علما و اهل علم و معرفت و اهل قرب مىدانند و حركات و اطوار خود را در لباس و اسباب ظاهرآرايى و خواهشها و توقّعات و تمنيّات و ساير امور ديگر غير از چيز فهمى و ديندارى همه را شبيه علما نمودهاند لكن
بازارچه گاهگاهى بر سر نهد كلاهى * مرغان قاف دانند آيين پادشاهى
تحفه : [ 26 ] ، [ كيفيت خروج و ظهور امام عصر عليه السّلام ]
مضامين احاديث متفرّقه آن است كه خروج و ظهور نمىفرمايد آن جناب ولايت مآب مگر در سال طاق مثل سه و پنج و هفت و نه و علمى و شمشيرى مىدارد كه وقت خروج و ظهور آن حضرت كه نزديك شد آن علم وا مىشود و آن شمشير از غلاف خود بيرون مىآيد و هردو به زبان درمىآيند و مىگويند كه « اخرج يا ولىّ اللّه و اقتل اعداء اللّه فلا يحل لك ان تقعد عن اعداء اللّه » « 1 » ؛ يعنى بيرون بيا و خروج بفرما اى ولىّ خداوند و بكش دشمنان خداوند را به جهت آنكه جايز و حلال نيست از براى تو آنكه ديگر بنشينى و مهلت بدهى دشمنان خداوند را و ندا كرده مىشود به اسم آن جناب در شب بيست و سيّم و ظاهرا اين همان ندايى است كه سابقا در بيان علامات ذكر شد و خروج مىفرمايد در روز شنبه روز عاشورا دهم ماه محرّم الحرام كه روز قتل جناب امام حسين عليه السّلام « 2 » بوده است به جهت آنكه آن روز روز مصيبت آل محمّد عليهم السّلام و فرح بنى اميّه - لعنهم اللّه - بوده است ، پس بايد كه به جهت مكافات و
هامش
( 1 ) . كمال الدين ، ج 1 ، ص 268 ، ح 11 و بحار الأنوار ، ج 36 ، ص 208 ، ح 8 .
( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 654 ، ح 19 و بحار الأنوار ، ج 52 ، ص 285 ، ح 17 .