تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
و اما در عبادات ، پس اهل عصر نبوّت مثلا حجّ و زكات و نماز را اوّلا به اكراه طبع به‌جا مىآوردند تا آن‌كه به سبب آن مقرّب خدا و خداشناس بشوند و اهل عصر ولايت از آن‌جا كه مقرّب و خداشناس‌اند حجّ و نماز و زكات را به طوع و رغبت و از روى شوق و لذّت به‌جاى مىآورند و تفاوت بسيار ايضا مىدارند و هيچ نسبت باهم ندارند .
چه نسبت است به رندى صلاح و تقوا را * ابو الفعال كجا ناظر الجمال كجا
و تو ايضا در عالم حسّ و وجدان خود تفاوت بسيار مىيابى در ما بين آن‌كه طاعت و خدمت خود و تعظيم سلطان را مىنمايد به جهت حصول جاه و وصول مال و رفع بلا و حفظ نفس و امثال اين‌ها و ما بين آن‌كه طاعت و تعظيم سلطان را مىنمايد به جهت عشق و محبّت و جاه و مال و نفس خود را ايضا در خدمت آن صرف مىكند و خود را هيچ در نظر ندارد .
ميان طاعت اين دو تفاوت است بسى * ابو الصّلاح كجا طاعت اياز كجا
و از اين‌جا است كه جناب امير عليه السّلام كه صاحب مقام ولايت بودند فرمودند كه « ما عبدتك خوفا من نارك و لا طمعا فى جنّتك بل وجدتك اهلا للعبادة فعبدتك » « 1 » و عبادت رسول و ساير ائمه عليهم السّلام ايضا بدين منوال بوده است و فرمودند ايضا كه بندگان و اهل عبادت خداوند بر سه قسم مىباشند : قسمى است كه بندگى خداوند مىنمايند از جهت خوف ، پس عبادت آن مثل عبادت عبيد و مماليك و اسراء است كه از جهت خوف از موالى است نه به جهت محبّت داشتن با آن‌ها ، و قسمتى است كه بندگى مىنمايند از جهت طمع و عبادت آن مثل عبادت اجير و مزدكاران است كه به جهت طمع اجرت است نه محبّت ايضا ، و قسمى است كه بندگى مىنمايند از جهت محبّت و عبادت آن مثل عبادت احرار و آزادگان است « 2 » كه عملى كه از براى كسى كه مىكنند محض تبرّع و خواهش و ميل و محبّت است و قيدى و بندى در كردن آن عمل ندارند و حرّ و آزاد بودن و بندگى را بىغرض و بلاقيد كردن شيوه و حالت آن‌ها است كه بهره‌اى از مقام
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 67 ، ص 186 . ( 2 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 84 ، ح 5 و بحار الأنوار ، ج 67 ، ص 255 ، ح 12 .