بندگان كه غير خداوندند بنمايند و به اين سبب فى الجمله و در ظاهر شرك كه عبارت است از اطاعت نمودن غير خداوند در ايشان بود و در زمان ظهور و اوان ولايت بالكليّه بر طرف مىشود و اطاعت در ظاهر و باطن منحصر به خداوند مىگردد .
نفس باد صبا مشكفشان خواهد شد * عالم پير دگرباره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقيقى به سمن خواهد داد * چشم نرگس به شقايق نگران خواهد شد
اين تطاول كه كشيد از غم هجران بلبل * تا سراپردهء گل نعرهزنان خواهد شد
تحفه : [ 25 ] ، [ تفاوت عصر نبوت و عصر ولايت ]
بدانكه زمان ظهور دولت آن جناب كه زمان ظاهر شدن دولت ثانيهء حقّ است زمان ظهور و غلبهء عقل است از روى باطنى آنكه مقام ولايت است و به منزلهء روح است از براى روى ظاهرى آنكه مقام نبوّت است و از اين سبب فهم و دانش و علم و ساير قواى باطنيّه اهل آن زمان كه همگى قوالب و مجالى و مظاهر عقلند و رأس و رئيس و قطب ايشان آن جناب ولايت مآب حضرت صاحب العصر عليه السّلام مىباشد اوّلا و بالذّات متعلّق و مرتبط به باطن و ناشى از حقيقت است و حركات و سكنات و عبادات و معاملات و مكالمات و ساير حركات ظاهرّيه و جوارحيّهء ايشان كه تابع و متفرّع بر قواى باطنيّه است ظهور و بروز همگى و تمامى آنها ايضا از روى باطن و حقيقت است به خلاف زمان نبوّت كه زمان ظهور عقل است از روى ظاهرى آن و مردمان آن زمان كه قوالب و مجالى و مظاهر عقلند ايضا فهم و دانش و علم و ساير قواى باطنيّه و حركات و سكنات و عبادات و معاملات و مكالمات و ساير حركات ظاهريّهء جوارحيّهء ايشان همگى و تمامى آنها اوّلا و بالذّات از روى ظاهر و آثار است و از اين سبب تكاليف مردمان آن عصر بر ظواهر است بلكه تجسّس و تفحص از بواطن و حقايق منهى عنه و ممنوع است و مؤمن با منافق در احكام و معاملات به يك نهج و يك منوال است و بناى امر بر موافقت و مدارات است ؛ چونكه اوان تبليغ دعوت و اتمام حجّت است و اهل عقل با اهل جهل در اين امر مشتركند و باهم مخلوطند و تكاليف مردمان زمان ولايت كه بر بواطن و حقايق است و احكام مومن و منافق متغاير است و از يكديگر جدا و ممتاز است و بناى امر بر تجسس و مناقشه و مداقّه