خداوندى كه جان من در دست اوست اى سلمان و در آنوقت نمىترسد غنى و چيزدار مگر فقر را حتّى اينكه سايل به كف سؤال مىنمايد در ما بين دو جمعه و برنمىخورد به احدى كه بگذارد در دست آن چيزى را ، پس عرض نمود كه اينها شدنى است يا رسول اللّه فرمودند : بلى به حقّ خدايى كه جان من به دست اوست اى سلمان در آنوقت تكلّم مىنمايد رويبضه پس عرض نمود كه چه چيز است رويبضه ، پس فرمود : كه تكلم مىنمايد در امر عامهء امت من كسى كه قابل تكلّم نمودن نبوده است ، پس درنگ نمىنمايند مگر زمان قليلى كه صدايى مىنمايد زمين به صوت شديدى ، پس گمان مىكند هر قومى كه اين صدا در ناحيه و نزد ايشان بوده است ، پس بعد از اين مكث مىنمايند هرقدر كه خداوند خواسته باشد بعد از آن بيرون مىاندازد از براى ايشان زمين پارچههاى جگر خود را كه همه طلا و نقره است و اشاره فرمودند به سوى ستونهاى مسجد و فرمودند كه پارچهها به بزرگى اين ستونها است ، پس در آن روز نفع نمىدهد نه طلا و نه نقره بعد فرمودند كه اينها را گفتم مقصود و معنى فرمودهء خداوند است « 1 » كه
فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها
« 2 » .
و مخفى نخواهد بود كه دو شرط و دو علامت كه در آخر اين حديث است از جملهء شروط و علامات قيامت كبرى است و ساير ديگر از جملهء شروط و علامات قيامت صغرى است كه معنى ظهور حضرت صاحب العصر عليه السّلام است و سابقا ذكر آنها در احاديث سابقه شد و مخفى نماناد ايضا كه اكثر علامات چنانكه ديده مىشود وقوع يافته است مگر قليلى از آنها كه متّصل به ظهور است و ان شاء اللّه تعالى آن هم عنقريب واقع خواهد شد و آن جناب ظاهر خواهد گرديد و ارادهء خداوند به عمل خواهد آمد و خلاف ندارد و وعدهء آن صدق و حقّ است و وفا به آن خواهد فرمود امّا ارادهء آن پس به مضمون اين آيه است كه فرموده است
وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ * وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ
هامش
( 1 ) . تفسير القمي ، ج 2 ، ص 203 - 237 و بحار الأنوار ، ج 6 ، ص 305 - 310 ، ح 6 .
( 2 ) . محمد : 18 .